مدت ها بود که دلم میخواست یه مهمونی بدم ..به تموم دوستام ...از وقتی برگشتم ایران و کسانی که سالیان سال ازشون دور بودم رو دیدم ..فهمیدم هیچ جا کشور خود آدم نمیشه ..همیشه تو غربت یه گوشه دلت خالیه .خنده هات مصنوعیه .زیر پات محکم نیست ..


روزی که برگشتم فقط چهره هایی رو میدیدم که این همه سال دلم واسه دیدن و یه لحظه شنیدن صداشون پر میکشید ..

من این جام ..کشور خودم ..با خودم عهد کردم که دیگه تحت هیچ شرایطی زندگی تو یه کشور خارجی رو به بودن تو وطنم ترجیح ندم ..... فقط خوشحالم که پل های پشت سرم... همونجور که رفتم پابر جا و محکم سر جاشه ....

خونواده ام ..دوستام از دوران دبستان ..دبیرستان و دانشگاه تهران ..روبروی بیمارستان شریعتی ..چقدر دلم میخواد یه سری برم اون جا .حتما خیلی فرق کرده ..این که از استادا کی مونده اونجا ..دکتر پژویان که میدونم کامل رفته دانشگاه علامه ..دکتر خوش چهره هم که وکیل مجلسه ..و دکتر خلیلی ولی دوباره شده رییس دانشگاه چه خوب ..

بچه ها و همدوره ای ها که همه فارغ التحصیل شدن .

ولی همون فضای دانشگاه با تموم اون خاطره ها ..حتما جالبه دیدنش ..فقط باید یه چند نفر از همدوره ای هارو گیر بیارم که به قول معروف پایه باشن با هم بریم ..

گفتم میخوام یه مهمونی بدم ..کجا؟؟خوب یه رستوران خوب ...همه دوستامو دعوت کنم بریم یه جای خوش آب و هوا بشینیم ..گل بگیم ..گل بشنویم
چی شما هم میخواین بیاین ؟؟ خوب اشکالی ند اره ..قدم همه روی چشم... قرار میزاریم یه ساعت مشخص تو رستوران خوبه ؟؟

باشه پس این هم عکسهای رستوران و آدرسش ..فردا ظهر ساعت 12 منتظرم ..یادتون نره ..

 

خوب قبل از هرچی باید بیان تا پایین کوه بعدش سوار تله کابین بشین و یه مسیری رو بیاین بالا ..

 

 

 بعدش میرسین به یه سری تخته که تو دیواره کوه جاسازی کردن ..نترسین من خودم ۱۰ بار این راه رو اومدم و رفتم بار اولو دومش سخته ممکنه بیافتین بار سوم دیگه راحته

 

 

 خوب اگه همراه داشته باشین میتونین همین حور باهم گل بگین وگل بشنوین و آواز بخونین بلکه اون پایین رو کمتر نیگاه کنین و زهره تون کمتر آب شه ..

 

 

فقط سعی کنین زود بیاین ..میدونین چرا؟/چون یه وقت اگه دیر بیاین یه عده که نهارشون رو خوردن و دارن بر میگردن ممکنه از روبرو بیان و رد شدن یه کمی !!!مشکل شه و یکی این وسط بیافته پایین  

 

 

از این قسمتش حتما خوشتون میاد چون با طنابه و یه کمی تاب میخورین ..عوضش صبحانه تون هضم میشه و جا واسه نهار باز میشه  

 

 

این بنده خدا ها خیلی به فکر شما بودن واسه همین چی کردن؟؟آهان چند تا گودال کوچولو کندن که شما پاهاتون رو بزارین توشون و برین بالا ..

 

 

تازه گی ها زنجیر هم گذاشتن که دستتون رو بگیرین بهشون برین بالا ..باور کنین از آسانسور بعضی ساختمون ها امن تره ..قفلهاش هم چینی نیست که یهو باز بشه (البته فکر کنم)

 

 

از این قسمت دیگه راحته همش ۱ ساعت پیاده رویه ..

+++++++++

 

اینم رستوران ..عوضش غذاش خوبه ..واسه منم خوبه ؟؟چرا؟/خوب معلومه چون مجانیه ..

 

ااا داشت یادم میرفت ...بلیط هواپیما هم باخودتون ..خیلی دور نیست ..کشور چین