بخواب! دیگر دود دیدگانت را نخواهد آزرد ...
![]() |
نویسنده محبوب من... نه... نویسنده محبوب خیلی ها... دیروز دار فانی را وداع گفت... نادر ابراهیمی را از همان سال هایی که به کتاب خواندن روی آوردم میشناسم... " بار دیگر شهری که دوست می داشتم" را هزاران بار خونده ام... تک تک جملاتش را میستایم... |

"هرگز ستایشگرِ فروتنِ یک تقدیر نخواهم بود
و هرگز تسلیم شدگی را تعلیم نخواهم داد
زیرا نه من ماندنی هستم نه تو، هلیا!
آنچه ماندنی ست ورای من و توست..."
(نادر ابراهیمی؛ باردیگر شهری که دوست میداشتم)
و تو رفته ای... و آنچه مانده است... تا ابد خواهد ماند و آیندگان نیز تو را تحسین خواهند کرد...
کافیست کتابی از او بخوانید یا حتی همین زندگی نامه اش را ... تا شما هم به جمع دوستدارن و تحسین کنندگانش بپیوندید...
" نادر ابراهيمي در [چهاردهم] فروردينماه سال 1315 در تهران بهدنيا آمد. تحصيلات مقدماتي را در اين شهر گذراند و پس از گرفتن ديپلم ادبي از دبيرستان دارالفنون، به دانشكدهي حقوق وارد شد. اما اين دانشكده را پس از دو سال رها كرد و سپس در رشتهي زبان و ادبيات انگليسي به درجهي ليسانس رسيد.
او از 13 سالگي به يك سازمان سياسي پيوست كه بارها دستگيري، بازجويي و زندان رفتن را برايش درپي داشت.
ارايهي فهرست كاملي از شغلهاي ابراهيمي، كار دشواري است. او خود در دو كتاب ”ابن مشغله” و ”ابوالمشاغل” ضمن شرح وقايع زندگي، به فعاليتهاي گوناگون خود نيز پرداخته است. ازجمله شغلهاي او بوده است: كمككارگري تعميرگاه سيار در تركمنصحرا، كارگري چاپخانه، حسابداري و تحويلداري بانك، صفحهبندي روزنامه و مجله و كارهاي چاپ ديگر، ميرزايي يك حجرهي فرش در بازار، مترجمي و ويراستاري، ايرانشناسي عملي و چاپ مقالههاي ايرانشناختي، فيلمسازي مستند و سينمايي، مصور كردن كتابهاي كودكان، مديريت يك كتابفروشي، خطاطي، نقاشي و نقاشي روي روسري و لباس، تدريس در دانشگاهها و ...
در تمام سالهاي پركار و بيكار يا وقتهايي كه در زندان بهسر ميبرد، نوشتن را ـ كه از 16 سالگي آغاز كرده بود ـ كنار نگذاشت. در سال 1342 نخستين كتاب خود را با عنوان ” خانهيي براي شب” بهچاپ رسانيد كه داستان ”دشنام” در آن با استقبالي چشمگير مواجه شد.
تا سال 1380 علاوه بر صدها مقالهي تحقيقي و نقد، بيش از صد كتاب از او چاپ و منتشر شده است كه دربرگيرندهي داستان بلند (رمان) و كوتاه، كتاب كودك و نوجوان، نمايشنامه، فيلمنامه و پژوهش در زمينههاي گوناگون است. ضمن آنكه چند اثرش به زبانهاي مختلف دنيا برگردانده شده است. نادر ابراهيمي چندين فيلم مستند و سينمايي و همچنين دو مجموعهي تلويزيوني را نوشته و كارگرداني كرده، و آهنگها و ترانههايي براي آنها ساخته است.
او همچنين توانسته است نخستين مؤسسهي غيرانتفاعي ـ غيردولتي ايرانشناسي را تاسيس كند؛ كه هزينه و زحمتهاي فراواني براي سفر، تهيهي فيلم و عكس و اسلايد از سراسر ايران و بايگاني كردن آنها صرف كرد؛ ولي چنانكه بايد، شناخته و بهكار گرفته نشد و با فرارسيدن انقلاب و جنگ، متوقف شد.
او فعاليت حرفهيي خود را در زمينهي ادبيات كودكان، با تاسيس ”مؤسسهي همگام با كودكان و نوجوانان” ـ با همكاري همسرش ـ در آن مؤسسه متمركز كرد. اين مؤسسه، بهمنظور مطالعه در زمينهي مسائل مربوط به كودكان و نوجوانان برپا شد و فعاليتش را در حيطهي نوشتن، چاپ و پخش كتاب، نقاشي، عكاسي، و پژوهش دربارهي خلقوخو، رفتار و زبان كودكان و نيز بررسي شيوههاي يادگيري آنان دنبال كرد. ”همگام” عنوان ”ناشر برگزيدهي آسيا” و ”ناشر برگزيدهي نخست جهان” را از جشنوارههاي آسيايي و جهاني تصويرگري كتاب كودك دريافت كرد.

ابراهيمي در زمينهي ادبيات كودكان، جايزهي نخست براتيلاوا، جايزهي نخست تعليم و تربيت يونسكو، جايزهي كتاب برگزيدهي سال ايران و چندين جايزهي ديگر را هم دريافت كرده است. او همچنين عنوان ”نويسندهي برگزيدهي ادبيات داستاني 20 سال بعد از انقلاب” را بهخاطر داستان بلند و هفتجلدي ”آتش بدون دود” بهدست آورده است. نادر ابراهيمي در زندگي پرفرازونشيب خود، جايگاه خاصي براي ورزش نگهداشته است. او رشتههاي مختلف ورزشي را تجربه كرده، يكي از قديمترين گروههاي كوهنوردي بهنام ”ابرمرد” را بنيان نهاده و در توسعهي كوهنوردي و اخلاق كوهنوردي، تاثيرگذار بوده است..."
بخشی از زندگی نامه پر بار اوست... اینجا میتوانید زندگی نامه کامل... عکس های متعدد و البته بخشی از کتاب هایش ا که با صدای خودش بازخوانی شده ببینید و بشنوید...
نادر ابراهیمی پس از یازده سال دوری از نوشتن... و مبارزه با بیماری درگذشت... این اواخر حتی خبر بهبودش را شنیده بودم... اما... شاید هم این بهتر بوده...
"گمان میکنم این هیچ خوب نباشد که انسان٬ آنقدر دوام بیاورد که بیرؤیا بماند. مرگ بههنگام یعنی مرگی پر از حسرت و رؤیا و آرزو... "
( نادر ابراهیمی- آتش بدون دود)
او را چند بار دیدم و با لبخندی دلنشین در خاطرم مانده است... برای آرامش روحش دعا کنید. روحش شاد...