من آنجا را ندیده بودم و اصلا خبر نداشتم چنین جایی هم وجود دارد وقتی از شمال به قصد تهران حرکت کردیم، حوالی رشت دایی گفت که موزه ای را پیدا کرده است و آنقدر زیباست که باید ما هم ببینیم. این شد که سر از آنجا در آوردیم.

 

موزه میراث روستایی گیلان به همت دو اسپانسر خارجی و چهار ارگان داخلی راه اندازی شده است. در بروشوری که به هنگام ورود به دستمان دادند، اینطور نوشته شده است:

" موزه میراث روستایی گیلان در زمینی به مساحت حدود ۲۶۰ هکتار در پارک جنگلی سراوان، واقع در کیلومتر ۱۸ جاده رشت ـ تهران در دست اجراست. فکر تاسیس این موزه پس از زمین لرزه خرداد ۱۳۶۹ گیلان که روند تخریب بناهای سنتی را تند تر کرد، پیدا شد. اما فاز مطالعات مقدماتی آن از اوایل سال ۱۳۸۱ آغاز گردید.

... تا کنون ۶ مجموعه مسکونی شامل ۲۷ سازه ی مربوط به حوزه فرهنگی و معماری جلگه ی شرق سفیدرود و ۴ مجموعه مسکونی شامل ۱۴ سازه ی مربوط به حوزه ی فرهنگی و معماری جلگه ی مرکزی گیلان در محل موزه بازسازی شده است. مجموعه های دیگری هم به تدریج راه اندازی خواهند شد.

در سایت موزه ۲ مجموعه مهمانپذیر هریک به ظرفیت ۱۵۰ واحد ۳ تا ۵ نفره طراحی شده است. که با بهره گیری از معماری روستایی گیلان و با استفاده از مصالح بادوام و جدید ساخته میشوند.

در طراحی سایت محل های جداگانه برای نمایش ها و بازی های سنتی، پرورش گیاهان دارویی و درختان بومی، بازار روز، کاگاه صنایع دستی، مزارع برنج و باغت چای، معماری روستایی ملل، بازی کودکان، چایخانه ها و رستوران سنتی، اردوگاه تفریحی و پژوهشکده معماری و مردم شناسی در نظر گرفته شده است."

یکی از ده ها خانه زیبا ی موزه

از در که وارد میشوی راه های باریک و زیبایی از وسط جنگل ما را به داخل سایت میبرد. ۱۶ مجموعه مسکونی دارد که البته هنوز کامل نیست. هر مجموعه به شیوه معماری یک روستا و بخشی خاص از گیلان مشابه سازی شده است. سرتاسر مسیر تابلو های زیبایی نصب شده است که راه را نشان میدهد یا اطلاعت جغرافیایی آن بخش را میدهد.

تابلوی راهنما و مزرعه برنجکاری شده

نمیدانید چه آرامش و زیبایی بکری در آن جا نهفته است. علاوه بر اطلاعت مکتوب نصب شده در هر قسمت دختران و پسران جوانی با لباس های محلی در هر بخش قرار گرفته اند که اطلاعت تاریخی و جغرافیایی مربوط به بخش مربوطه را شرح میدهند.

و البته در هر قسمت خانم هایی که کاملا بومی و محلی هستند به ساختن ظروف گلی یا بافتن حصیر یا درست کردن نان و کلوچه های محلی آن روستای خاص مشغول هستند. وای اگر بدانید چقدر لذیذ! داغ داغ و خوشمزه.

به به!

ما خیلی  باعجله و حسرت نداشتن زمان کافی هر قسمت را نگاه میکردیم و دست آخر وقتی سوار ماشین شدیم معلوم شد که بیشتر از دو ساعت در موزه بوده ایم.

نمیتوانید تصور کنید که چقدر زیبا بود... آنقدر که اگر قصد رفتن کردید یک روز برایش وقت بگذارید...

با چند تایی از فروشندگان و مسئولین روستاهای مشابه سازی شده حرف زدیم. جوان ها تحصیل کرده و استخدام سازمان میراث فرهنگی بودند. اما چیزی که برایم خیلی امیدوار کننده و خوش آیند بود این بود که زن ها و مردهای محلی که اغلب مسن هم بودند. مکان را به صورت رایگان از میراث فرهنگی دریافت کرده بودند و درآمد حاصل از فروش مال خودشان میشد.  

کارگاه نمد مالی و پیرمردی خوشرو و زحمتکش

البته ناگفته نماند که به خاطر تبلغات کم این موزه بسیار محجور مانده است و بازدید کننده زیادی ندارد و فعلا فقط دو روز آخر هفته باز است.

با اینهمه این حرکت زیبایی است برای حفظ معماری سنتی... غذاهای سنتی... پوشش سنتی و همه چیزهای زیبا و دوست داشتنی مان که دارد به فراموشی سپرده میشود...

کارگاه آهنگری شبیه سازی شده. کاملا سنتی

 

قهوه خانه با محیطی دلچسب و قدیمی و چای و کلوچه و مخلفات ایرانی

 

بدون شک عکس برای جای دادن آن همه زیبایی کافی نیست...

 

ساخت ظروف گلی...

 

 

و قسمتی که فقط فروش و شرح و توضیح کالا های ارائه شده بود...

 

تقریبا ۷۰ عکس گرفته بودم و نمیتوانستم از بین آنهمه زیبایی انتخاب کنم. سعی کردم بیشتر عکس ها حاوی اطلاعات مکانی باشد. وگرنه نشان دادن زیبایی بنا ها و جنگل و ... با گذاشتن همه ۷۰ عکس هم مقدرو نیست. باید از نزدیک دید... 

دوست داشتم این پست را چند روز پیش از شروع تعطیلات بگذارم که شاید بیشتر مفید واقع شود، اما نشد. با این همه تابستان پیش روست و فرصت سفر مهیا...

اگر رفتید جای مرا هم خالی کنید که هنوز هوسش از سرم بیرون نرفته است...

هچند ناواضح اما نقشه جغرافیایی مکان موزه