به کجا چنین شتابان؟!!
![]() |
آخر در آن عالم بچه گي ما چه مي فهميديم كه كجا به كجاست ، نقل كجاست ؟ تا سرمان را از توي كتاب بلند مي كرديم كه يك ليوان آب بخوريم ، بزرگترها مثل انكر و منكر شب اول قبر محكم مي زدند پس سرمان ، كه بچه بازيگوشي نكن ........ حواست به درسات باشه......... |
و ما هم چشم مي دوختيم به خطوط كتاب مدرسه كه سرتاپايش يك دهقان فداكار داشت و يك چوپان دروغگو و يك كوكب خانم كه وقتي يك روز براي ناهار مهمان سرزده داشت .........
كلي باهاش همدردي كرديم . كه تازه آن هم وقتی فهميديم كه زن باسليقه اي است و با تخم مرغ و پنير و ماستي كه حاصل دسترنج خودش بود ، از خجالت شكم گرسنه اين مهمانان برآمد ، ما هم با اين مهمانان سرزده ، به سليقه كوكب خانم آفرين گفتيم و خيالمان راحت شد . یک کبری نامی هم بود که تنها تصمیم مهم زندگی اش این بود که کتابش را زیر باران رها نکند ! تا ما هنوز هم برای تصمیمات حیاتی خود اسم پرمسمای « تصمیم کبری» را انتخاب کنیم .
خلاصه اينها رفيق گرمابه و گلستان ما بودند ، تا اينكه بعد از ما ، براي کتاب بچه هاي دوره بعد ، به مادر اكرم ياد دادند كه آش بپزد و اكرم بيچاره هم كه مي خواست يا نمي خواست مجبور بود اين آشي را كه مادرش پخته بود ، دوست داشته باشد ......
البته به اين سادگي ها هم نمي گذاشتند كه آب خوش از گلويمان پايين برود .
تا انگشت سبابه دستمان را بالا مي برديم كه بگوييم خانم اجازه ؟ معلم و ناظم مدرسه ، ما را تهديد به انداختن در سياهچال مي كردند و چه وحشتي داشت كابوس اين سياهچالها كه اول فقط فكر مي كرديم ته حياط مدرسه است و مي گفتند كه تويش پر از عقرب و مار و ... است . بعدها كه خانواده هاي عزيز هم به اثرات مفيد اين سياهچالها در تربيت بچه ها پي بردند ، هر كدام بنا به وسع خود يك شعبه از اين سياهچالها هم در حياط خانه شان زدند براي روز مبادا كه بچه هايشان آسوده باشند از اين امكانات جانبي و ما هم كه بچه بوديم به عقلمان نرسيد كه خوب هر چاله اي بنا به معماري داخلي خود بايد سياه باشد . آخر چاله كه سفيد نمي شود و ما چقدر مي ترسيديم از تجسم فضاي اين سياهچالها ......
از اين اماكن تربيتي كه جان سالم به در برديم و بزرگتر شديم ، در دبيرستان مي خواستيم نفسي بكشيم كه باز هم ما را ترساندند . ولي اين بار ، هم سياهچالها به كلي خراب شده بود و هم ما مثلاً بسته به رشد قدمان ، يك تلنگري هم به عقلمان خورده بود .
بنابراين يك شاعري پيدا شد كه سال 2000 را شاخي كند در چشم ما و براي محكم كاري اين شعر را داد دست خواننده معروفي كه كلي در بين جوانان آن روزگار مريد داشت . او هم نامردي نكرد و با صلابت تمام خواند :
تو اون روزايي كه مياد ، كسي به فكر كسي نيست
هر كي به فكر خودشه ، به فكر فريادرسي نيست
همه به هم بي اعتنا ، حتي به مرگ همديگه
كسي اگه كمك بخواد ، كي مي دونه اون چي ميگه
اين ناگزيره واسه ما ، سير صعودي تا سقوط
هميشه قصه صدا ، تمومه با حرف سكوت
وقتي كه آيينه عشق ، سياه بشه زير غبار
وقت طلوع فاجعه اس ، ميرسه سال 2000
و ماي نديد بديد كه تازه از كابوس سياهچالها نجات پيدا كرده بوديم ، آنقدر از آمدن سال 2000 ترسيديم كه هر وقت اسمش مي آمد ، انگار يك تشت رخت توي دلمان چنگ مي زدند . خدا ازشان نگذردكه سالها در انتظار ظهور اين غول بي شاخ و دم 2000 احساساتمان را جريحه دار كردند .
الان كه در دهه اول سال 2000 هستيم ، تازه مي فهميم كه چه كلاه گشادي به سرمان گذاشته بودند . البته خرده هم نمي شود گرفت . اين سر ، ما ، مثل اينكه كلاه خورش خيلي خوب است.
خلاصه حالا كه در قرن بیست و یکم هستيم و عصر ارتباطات ، نه تنها هيچ خبري از آن تنهايي ها و بدبختيهاي گفته شده در آن شعر معروف نيست ، بلكه الان به شكر خدا هر بچه دبستاني يك تلفن همراه در جيبش دارد كه مي تواند در ارتباط باشد با دنيا و اگر خداي ناكرده كسي پيدا شود كه هنوز در تفكرات عصر حجري به سر مي برد و مي خواهد بچه مردم را از سياهچال بترساند ، اين بچه باهوش مي تواند با يك sms تلكسي به تمام خبرگزاريهاي دنيا داده و خود را از دست آن ظالم انسان نما نجات دهد .
تازه داستان كه به اينجا ختم نمي شود ، شنيده ايم كه الان دنيا پيشرفتهاي قابل توجهي كرده است كه دهان آدم باز مي ماند از اين همه تغيير و تحول . خدا خيرشان بدهد كه با اين اختراعات و اكتشافات چه خدمتي به اين بشر دو پا مي كنند و زندگي ما را از حالت يكنواختي و تكرار درمي آورند . دروغ چرا ، ما كه به چشم خودمان نديده ايم ، اما مي گويند يك مجموعه آموزشي هك موبايل آمده كه مي توانيد موبايل دوستانتان را هك كنيد !!!!!!!!!!
بخشي از امكانات اين مجموعه شامل :
• بدست آوردن اطلاعات كاملي درباره گوشي و اپراطور طرف مقابل
• در دست گرفتن صفحه كليد ميانبر گوشي مقابل
• كپي كردن شماره هاي طرف مقابل در گوشي خود
• تغيير دادن موزيك زنگ و sms گوشي مقابل
• اجراي فايلهاي صوتي و تصويري گوشي مقابل
• باز كردن برنامه ها و بازيهاي گوشي مقابل
• بدست آوردن شماره تلفن گوشي مقابل
• عوض كردن profiles هاي گوشي مقابل
• شماره گيري با گوشي مقابل
• خاموش كردن گوشي طرف مقابل
• Silent كردن تلفن طرف مقابل
• خواندن sms هاي طرف مقابل
• و ..................
اين CD آموزشي را مي توانيد تنها با 5000 تومان خريداري نماييد . اگر جهت سفارش با مشكلي مواجه شديد ، با بخش فروش تماس بگيريد كه حداكثر تا 12 ساعت جواب شما داده خواهد شد.
خوشحال شديد نه ؟ به قول معروف دیگه مرگ می خواهید بروید گیلان ........
حالا اگر قول بدهيد كه خودتان را كنترل نماييد ، اين را هم بگويم كه يك دستگاه استراق سمعي اختراع شده كه صداي راه دور را دريافت و آن را تقويت مي كند . بعله چي فكر كردين ؟ تازه تو تبليغش نوشته شده كه :
باوركردني نيست ؟
دلت ميخواد بدوني ديگران چه حرفهايي مي زنند ؟
ميخواي صداهاي نامفهوم اطرافت برات كاملاً واضح و مفهوم باشه ؟ دلتون ميخواد از راز ديگران باخبر بشين ؟
همسايه بغلي چي داره ميگه ؟
اطرافيانت چه چيزهايي پچ پچ مي كنند؟
صدايي 5 برابر بلندتر ...........
كمترين صداها را هم مي شنويد .
و نكته جالبش اينست كه عكس خانمي را با يك قيف بزرگي كه به گوش چسبانده انداخته و زيرنويس كرده كه :
توي اتاق بغلي چه خبره ؟ يعني چي دارن ميگن ؟
خانمها ، لطفاً جنبه داشته باشيد كه اين دستگاه استراق سمع تنها براي آسايش و راحتي كار شما اختراع شده وگرنه آقايان محترم حرف عادي شما را هم نمي شنوند ، چه رسد به اينكه بخواهند در احوالات همسايه ها تحقيق و تفحصي داشته باشند !
و در پايان يك كف مرتب هم براي شما زده اند كه با كمترين هزينه با آسانترين روش استراق سمع كنيد ......... ديگه چي ميخواين ؟ حالا طرف مقابلتان اگر جرات داره پاشو كج بگذاره ...........
راستي يادم رفت . اين تكنولوژي مگه حواس ميذاره واسه آدم .......
يك سيستمي هم هست كه در هنگام چت كردن ، اگر چراغ طرف مقابلتان خاموش باشد ، با استفاده از آن مي توانيد بفهميد كه او onlaine است يا خير ........ حالا اگر اين طرف فلك زده مقابل ، حال و حوصله جوابگويي به شما دوست عزيز را ندارد ، ديگر خودش مي داند و تبعات بعدي اين بي اعتنايي اش ........
حالا تصور بفرماييد كه اين امكانات نبود . آن وقت ما چگونه مي توانستيم به اين زندگي كسل كننده ادامه دهيم ؟ البته شايد هم اين اجنبي ها اين ايده ها را از رسم فالگوش خودمان در چهارشنبه سوري دزديده باشند . نمي دانم ، از اين از خدا بي خبرها هر چه بگوييد ، برمي آيد . به هر حال نيتشان هر چه بوده ، مهم اين است كه ما حالا مي توانيم بدون آنكه مثل گنجشكك اشي مشي ، خودمان را خسته اين بوم و آن بوم كنيم ، با فشار دادن يك دكمه از تمام ارتباطات طرف مقابلمان سردرآوريم .
چه خوب شد كه سر سالم از آن سياهچالها به در برديم و توانستيم اين روزها را هم ببينيم . نه ؟
فقط اي كاش يك نفر هم قبلاْ براي سالهاي دهه اول 2000 يك اطلاعاتي از اين پيشرفتها به ما مي داد كه حالا اينطوري از خوشي غش نكنيم .
خدايا باز هم به داده و نداده ات ، هر دو شكر .............
