و ....بالاخره من تونستم این فیلم جنجال بر انگیز رو دیشب نه یک بار بلکه دوبار ببینم ..یه فیلم فوق العاده خوش ساخت با انیمیشن های خوشگل ..نه از اون انیمیشن های سه بعدی رنگارنگ ...... نه ......
با چند تا خط و دایره تمام احساسات فیلم رو تونسته بودن به بیننده منتقل کنند.....

 

کتاب مصور پرسپولیس نوشته مرجان ساتراپی متاسفانه در ایران کمی محجور مونده ..ولی نامزدی فیلم  انیمیشن  این کتاب در اسکار (که به شخصه معتقدم اگر فیلم موش سر آشپز نبود حتما جایزه اسکار بهترین انیمیشن رو به خودش اختصاص میداد)باعث شد این فیلم در ایران هم شناخته بشه هر چند که به دست آوردن  جایزه هیات داوران جشنواره بین‌المللی فیلم کن در سال ۲۰۰۷ میلادی هم در این معرفی بی تاثیر نبوده.....

 

 


مرجان ساتراپی در سال ۱۳۴۸ در رشت به دنیا آمده. و مادر وی نوه بزرگ ناصرالدین شاه است

 

 


او در سا‌‌ل‌های انقلاب ایران و جنگ ایران و عراق در تهران بزرگ شد و در سال ۱۹۸۳ در ۱۴ سالگی توسط خانواده به  اتریش فرستاده شد.
 بعد از پایان دوران دبیرستان، برای تحصیلات دانشگاهی به ایران برگشت و پس از ازدواج و سپس جدایی، به فرانسه رفت.

 


..
 
و ....

بالاخره من تونستم این فیلم جنجال بر انگیز رو دیشب نه یک بار بلکه دوبار ببینم ..یه فیلم فوق العاده خوش ساخت با انیمیشن های خوشگل ..نه از اون انیمیشن های سه بعدی رنگارنگ .....
 ..نه ..
با چند تا خط و دایره تمام احساسات فیلم رو تونسته بودن به بیننده منتقل کنند..فضای فیلم و احساسات مرجان به وسیله همین نقاشیها به خوبی نشون داده شده بود .. ...

 

داستان پرسپولیس کلاً خاطرات مرجان هست که توی فرودگاه نشسته.و به یاد میاره ...

مرجان دختری است که در جریان انقلاب ایران و بحران جنگ ایران و عراق به تشویق خانواده از کشور خارج شده و به اتریش می‌رود. این کتاب‌ها روایت جنگ و آوارگی، زندگی مهاجری در اروپا، بحران‌های مذهبی و سنتی جامعه ایران و حوادث انقلاب و جنگ هستند و تاریخ دههٔ بعد از جنگ ایران را از دید وی بیان می‌کنند.

 

 به علت این که در واقع به گذشته بر میگرده  کل فیلم فقط سیاه و سفید هست ..که همین موضوع هم دستمایه ای شده واسه منتقدان این فیلم در ایران که عقیده دارن نگاه فیلم به ایران یه نگاه مایوسانه و تاریک بدون هیچگونه شادی و رنگی بوده است  ولی همین بی رنگی هست که باعث میشه فلش بک فیلم ملموس  تر باشه..چون معمولا تو بیشتر فیلم ها بازگشت به گذشته و یاد آوری خاطرات به صورت محو یا سیاه و سفید است

هر چند این فیلم از سوی برخی نهادها و رسانه‌های دولتی ایران، به عنوان اثری «ضد ایرانی» و «ضد اسلامی»معرفی شده ..مرجان ساتراپی با رد ادعای «ضدایرانی» بودن فیلم، پرسپولیس را فیلمی كاملا بیطرفانه خواند و در مراسم اهدای جوایز جشنواره کن، جایزه خود را به «مردم ایران» تقدیم کرد

 

 

 تصویر چهرهٔ مرجان، با وجود سادگی نحوهٔ نقاشی‌ها، خیلی خیلی هنرمندانه شبیه قیافهٔ واقعی خودش هست . و همین موضوع و واقعی بودن صورت‌های دیگران خیلی راحت کمک می‌کنه  به این‌که آدم بتونه تصور کنه آدم‌های دیگهٔ فیلم (مثل پدر و مادرش، مثل دوستاش و …) در دنیای واقعی هم به همین شکل بوده‌اند و این دوباره خودش کمک می‌کنه به این‌که آدم راحت‌تر  حرفش رو باور کنه.

 


البته در خیلی جاها هم به خاطر این که مرجان مدت زیادیه که از ایران دور هست نگاه به ایران و محدودیت هاش حکایت از همون دهه اول بعد از انقلاب داره..به هر جال بیان خاطرات هست در همون برهه زمانی .....البته به نظر من اون تیکه خاطرات وین اسف بارتر بود ..من یکی عمرا پامو اون طرفا بزارم .
 موسیقی‌های صحنه‌های مختلف فیلم خیلی زیبا انتخاب شدن..مثلا  اون صحنهٔ آخر فیلم، زمانی که صحنه سیاه می‌شه و گُل‌های یاسی که مامان‌بزرگ مرجان می‌گذاشت تو یقه اش  که خوشبو بمونه رو   می‌ریختند رو صحنه، صدای بچه‌گانهٔ مرجان میاد که  از مامان‌بزرگش می‌پرسه که «مامان‌بزرگ، تو چطوری همیشه این‌قدر خوشبو هستی؟» و مادربزرگش با مهربانی جوابشو می‌ده،
و موسیقی زیبا و حرکت مست‌کنندهٔ گل‌ها که از پس‌زمینه می‌گذرند، آدم رو وا می‌داره که ۱۰۰۰ تا صلوات به روح پاک مادربزرگ مرجان نثار کنه.