یعنی کی میتونه باشه؟؟
|
|
ماه رمضون واسه من خیلی مقدسه... از کوچیکی یادمه بیدارمون میکردن ..وهمه با هم دور یه سفره می نشستیم.. دعای سحر.. غذا خوردن هول هولکی.. از مسواک زدن در رفتن... گاهی وقتی کوچیک بودم میخوابیدم ونمازم هم قضا میشد.. اما مامان بزرگم همیشه ما کوچیکتر ها رو هم بیدار میکرد تا تو ذهنمون این دور هم بودن ودعا خوندن باقی بمونه. |
. وخداییش اگه الان مختصر ایمان واعتقادی هم که دارم به خاطر اینه که از کوچیکی با همین فرهنگ بزرگ شدم.
و الان میبینم تو خیلی از خانواده ها این فرهنگ اصلا وجود نداره وبچه ها فرق یه ماه عادی وماه رمضون رو اصلا نمیدونن..
امسال هم ماه رمضون خوبی بوده الحمدلله.![]()
صادقانه بگم که یکی از بهترین ماه رمضون های عمرم ..دلیل اولش بماند که خود باعث و بانیش خبر داره ..هر چند به نظر میاد دو سه روزه قهر کرده که چرا کامنت هامو باز گذاشتم و من هم به هر چی مقدسات بود قسم خوردم که سهوی بوده و من بی تقصیرم .![]()
.خوب مرده دیگه باید به حرفش گوشید .
دلیل بعدی خوب بودن این ماه رمضون عصراشه . آشپزی می کنم، مطالعه می کنم، نیم ساعت سه ربع می خوابم، سفره افطار آماده می کنم، پای سفره افطار می شینم،و تاشب این سریالهای رنگ و وارنگ رو میبینم ![]()

فکر میکنم یه چیزایی هست که تو سریال های ایرانی جزو روتین کار در اومده ..یکی اش اینه که همیشه یه طرف به یه کاری راضی نمیشه ..بعدش طرف مقابل بعد از کلی صغری و کبری چیدن تقریبا راضیش میکنه ..ولی طرف مقابل میگه آخه....
اونم میگه آخه نداره دیگه
..
این دیالوگ رو اقلا هفنه ای 10 بار تو سریال ها میشنوم
یه سری موقعیت و دیالوگ ها هست که همیشه تکرار میشه مث:
ساعت 9-10 شب ..افراد خانواده که حداقل 2 نفر هستند دور میز یا روی مبل نشسته اند ....صدای زنگ در .....جمله معروف یعنی کی میتونه باشه این وقت شب؟؟![]()
اصلا هم به فکرشون نمیرسه که شاید آشغالیه و اومده ماهیا نه اش رو بگیره و فقط به گفتن یعنی کی میتونه باشه اکتفا کرده حتی دلشون نمیاد در رو باز کنن یا تلفن رو جواب بدن
و طرف هم عین سیریش یه کله زنگ میزنه اونا هم همدیگر رو نگاه میکنن به نظر شما یعنی کی میتونه باشه؟
وقتي هم تلفن زنگ ميزنه یارو اول كلي مكث ميكنه!هي به تلفن عین احمقا نگاه ميكنه!بعد با دست لرزون برميداره![]()
همه خارجیهایی که میخواهند فارسی حرف بزنند فارسی بلدند ولی انگار که سیب زمینی داغ تو دهنشونه..فارسی رو با لهجه ی غلیظ سیب زمینی پشندی حرف میزنن

وقتی شوهری بعد از پنجاه سال می خواهد از زنش تشکر کنه و مثلا حرفهای عاشقانه دوران شباب را به یاد بیاره
زن به جای اینکه اون هم خوشحال بشه وبا شوهرش همراه بشه مثل دخترهای 16 .17 ساله خجالت می کشه
ونگاهش رو از شوهرش می دزده می گه "ا.
حاج آقا بچه شدی ؟زشته الان بچه ها سر می رسن.!)![]()
نتیجه این می شه که حاجی تو دیگه کی هستی رفتی دنبال هستی ؟![]()
شیطون تو فیلم ها با کمبود نیروی متخصص روبرو هست .![]()
.واسه همین در آن واحد دو جا نمیتونه باشه و حتما باید یه طرف رو بپیچونه بره سراغ یکی دیگه .
بیاد بیاورید صحنه حرف زدن فرزاد و رزگل من ..و همزمان آمدن دکتر پژو هان به منزل باغ ..

تمام آدم بدها اسامی اصیل ایرانی دارند .
همه خانمها با حجاب کامل میخوابند
سیب هم نقش مهمی در سریالهای عاشقانخ دارد وقتی دو نفر هر دو عاشق همند حتما یک سیب بزرگ قرمز واکس خورده براق دست یکیشون هست
شریفینیا همیشه در نقش مردی که زیر سرش بلند است.

پسر دیروقت از نزد دوستان نابابش که به او اکس دادهاند از پارتی برمیگردد.
خانه تاریک است. مادر هم درطبقه دوم خانه دوبلکس منتظر. پسر وارد میشود. مادر میگوید: کجا بودی تا اینوقت شب؟ چرا چشمات قرمزه؟
نکته: مادر برای تشخیص فوری قرمزی چشمان پسرش در تاریکی آن هم از فاصله 7 متری و ازطبقه بالا از
هیچ نیروی متافیزیکی کمک نگرفته است. تشخیص او در سینمای ایران به شم مادرانه معروف است..![]()
تمام عروسیها در حیاط خانه برگزار میشود( نه تالار،نه باغ،نه آپارتمان...فقط در حیاط یک خانه قدیمی نقلی)
هندوانهها در آب حوض (اولین تصویری که برای القای حس صمیمیت و گرمی خانواده به ذهن هر آمیبی میرسد)
خانه دوبلکس و آقای خانه که با ربدشامبر برقبرقی و دستمال گردن ،دارد با لبخند از بالا به تازهوارد نگاه میکند( خداوکیلی این تصویر دیگر حالتان را بد نمیکند؟
)
طرف میخواهد یکی را تعقیب کند .عینک دودی میزند
و سپر به سپر طرف (یا اگر پیادهاند در فاصله 30 سانتی او ) حرکت میکند. سوژه مورد نظر هم یک خنگ بالفطره است.

همه با همون لباسي كه بيرون بودن تو تو خونه هستن و با همون لباسها ميخوابن!!!!
-یادمان باشه که همیشه زنهای فقیر مشغول رخت شستن اونم تو حیاط هستن با چادری که به کمرشان گره خورده .
-خانمهای داخل خانه به شنیدن صدای زنگ با توجه به پوشش اسلامی کامل باز باید چادر به سرشان بندازند وروی خودشان را بپوشانند.
آپارتمان نشین ها همیشه سر میز های استیل وغذاهایی با فورمت خارجی مث استیک .جوجه وموارد مشابه و نوشابه .. ولی آنهایی که خانه شان دارای حیاط است سفره وتنگ دوغ واحیانا ابگوشت
راننده ها در طی مسیر نه دنده عوض میکن ونه به آیینه نگاه ونه اصلا فرمان را تکان میدن
که این نشان دهنده تبحر راننده است!!!!

..
و بالاخره این که امکان نداره اخر سریال رو بفهمی توی اولین قسمت.![]()
![]()
![]()
