من عااااااشق طبیعتم. نه از این مدلی  که همه ادعا میکنن. مثلا روزای آفتابی رو دوست دارن ،ولی  بارونی رو نه یا....
من تمام چیزای مربوط به طبیعت رو دوست دارم.
عاشق آفتاب، ماه، بارون، برف، گل، خار و حتی علفی هستم که از لای شکاف یک سنگ در میاد.  اونقدر به جزئیات توجه میکنم که نگو ...


 میتونم زیبایی رو تو هر چیز و هر کس پیدا کنم و هر چیزی رو همون طوری که هست دوست داشته باشم .

دوست دارم هر روز یک ساعت رو برای خودم داشته باشم. اول ورزش حسابی و بعد بشینم تو طبیعت و در کمال سکوت فکر  کنم. (هر چند که این روزها دریغ از ۱۰ دقیقه )

من عشق رو نه در حرف زدن برای پیدا کردن تفاهم ..

که دست در دست هم نشستن و غرق زیباییهای طبیعت شدن میدونم.


 در اعتماد، در آرامش و درمثبت نگری میدونم.

در اینکه باهم نفس بکشیم و احساس لذت و سبکی کنیم.

اما چند نفر از ما آدما در آرامش زندگی میکنیم؟؟؟؟؟ چند نفر از ما مطمئنیم که آیندمون از حالامون خیلی بهتره؟؟؟چند نفر از ما واقعا عاشقیم؟؟
 

اصلا بهتره سوال دیگه ای بپرسم که همه جواب هارو تحت الشعاع قرار میده.
 چند نفر از ما در گیری مادی نداریم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
 آیا به خاطر درگیری های مادیست که همه چیزای دیگه رو یادمون میره؟

چند شبه که بفکر " پری کوچک دريائی " هستم

 
" من پری کوچک غمگينی را
ميشناسم که در اقيانوسی مسکن دارد
و دلش را در نی لبکی چوبی
مينوازد آرام ، آرام
پری کوچک غمگينی
که شب از يک بوسه ميميرد
و سحرگاه از يک از بوسه به دنيا خواهد آمد "

دلم برايش ميسوزد ، فقط همين !

راست و دروغش رو نمیدونم ولی این عکس هایی که میبینین  ( ..به گفته عده ای) از  یک پری دریایی هست که بعد از تسونامی از دریا به بیرون پرت شده ..


دلم براش سوخت که دیگه هیچ بوسه ای بیدارش نخواهد کرد

 

 

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
این هم یه عکس دیگه از یه پری دریایی ..(البته بیشتر شبیه ماهی دودیه تا پری)