رابعه اولین کسی است که در عرفان اسلامی بحث عشق بی قید شرط به خدا را مطرح کرد.روزی او را دیدند که در یک دست مشعلی و در دست دیگر سطل آبی در شهر سرگردان است.  پرسیدند: اینها را برای چه به دست گرفته ایی؟ گفت: میخواهم با این مشعل به بهشت آتش بیافکنم وبا این سطل آب جهنم را خاموش کنم تا آنها که خدای را از بحر بهشتش یا از بیم جهنمش میپرستند .....او را به خاطر خودش و نه از بحر چیزی... حمد و ثنای گویند.

 

ما آدمها خیلی کم پیش می آد که بدون قید و شرط واقعا بدون قید و شرط همدیگر را دوست داشته باشیم.
شاید عشق مادر به فرزند یک مورد از اون بیقید و شرط ها باشه. شاید.....


فعلا در حال خوندن كريستين بوبن هستم. اين قسمت برام جالب بود:


چگونه مي توانيد به نزديكان خود بگوييد كه عشق شما, همان عشقي كه زمانی  به من زندگي مي بخشيد اين زمان برايم مرگ آور است.چگونه مي توانيد به كساني كه دلبسته ي شمايند بگوييد كه از شما دل بكنند.

و اين چيزيه كه بارها و بارها در زندگي همه ي ما اتفاق افتاده.روزی که از کسانی که دوستمون دارن بخوایم که ازمون دل بکنن ..روزی که قبول شدین یه شهر دور واسه دانشگاه یادتون می آد ..شیرینی قبولی با اشکای مادر شده بود زهر عسل... 

عشق به ديگران نوعي نياز خود ما هم هست گاهي اوقات اگه نياز خودمون رو از عاشقي خط بزنيم, واقعا عاشق هستيم. ولي نمي دونم تا چه حد امكان پذير باشه. به نظر كشنده مياد . . به نظر مياد كه حتي از عهده ي خداوند هم خارج بوده. شايد خداوند مي دونسته كه از عهده ي انسان هم خارجه ، وعده ي بهشت رو به انسان داده تا انسان رو عاشق و دلبسته ي خودش بكنه.

مرز بين عاشقي و دلبستگي كجاست؟
اخلاق چيه؟
خوب چيه؟ بد چيه؟
آدم خوب يا آدم بد به كي مي گن؟


روزی که تصمیم گرفتم از ایران بیام بیرون,می گفتم ایرانی بودنم رو آشکار نخواهم کرد.

روزی که تصمیم گرفتم از ایران بیام بیرون می گفتم دیگه فارسی حرف نخواهم زد.

روزی که تصمیم گرفتم از ایران بیام بیرون, می گفتم هیچ وقت اخبار ایران رو نخواهم خوند.

روزی که تصمیم گرفتم از ایران بیام بیرون,...

چه خیال خامی, که هر جا که پا گذاشتم فریاد زدم ایرانی هستم, همیشه و پیوسته زبان فارسی رو خوندم و نوشتم  و با هر خبر ایران گریستم و نگران شدم و خندیدم

این خانه قشنگ است, ولی خانه ی من نیست...
این خاک فریباست, ولی خاک وطن نیست...
فهمیدم عاشقم...بی قید و شرط.....

با این که پست الکترونیک و ای-میل  داره حرف اول رو تو ارتباطات دوستانه و از راه دور میزنه ولی هنوز نامه ای که از توی صندوق پست در بیاد وبوی عطر تن اون کسی و اون جایی  که دوستش داری توش باشه یه لذت دیگه داره..اینکه هر وقت هوس کردی  ..بدون اینترنت و کانکشن بری سر کیفت واون نامه رودر بیاریو صد باره بخونیش ..شوق زنده بودن به امید دیدن ..کسایی که ازشون دوری دوباره تو وجودت   شکفته میشه...

این عکسهایی که میبینین توسط یه عکاس و مثل من عاشق نامه از یه سری صندوق پست گرفته شده..

صاحبای این صندوق ها هر روز به چه  عشقی در این صندوق رو باز میکنن؟؟آیا امروز نامه اش میاد؟؟؟؟؟