اشتباه..
![]() |
شاعر و فرشته اي با هم دوست شدند.فرشته پري به شاعر داد و شاعر ، شعري به فرشته. |
زیرا زمین برای شاعر غیر قابل تحمل میشود و آسمان برای فرشته تنگ....
چند روز پیش یه اس-ام -اس داشتم که اگه یه ماهی و یه پرنده عاشق هم بشن کجا باید زندگی کنن..واسه خیلی از دوستام دوباره اونو فرستادم ...خیلی ها جواب دادن ..یکی گفته بود تو برکه...یکی گفته بود تو قفس و تنگ توی اتاق ولی بیشتر افراد گفته بودن اصلا چرا باید عاشق بشن...اشتباهه این عاشقی ..مث علاقه اون شاعر و پرنده...دو نفر با دو دین و ملیت متفاوت...دو فرهنگ...آیا واقعا اشتباهه؟؟اشتباه میکنی ...عذر خواهی میکنی و خداحافظ؟؟؟
البته اشتباهات آدم ها میشه مقدمه ای واسه پیشرفتشون ولی نه تو مسائلی این چنین....خیلی وقت ها اشتباهات باعث کسب تجربه هم میشه...آزمون و خطا ...اشتباه میکنی ..شکست میخوری ..دلتنگ میشی..
خدایا دلتنگی و غم رو بهم دادی شکرت..این باعث میشه قدر روزای خوب رو بیشتر بدونم... ولی نذار طعم گس این دلتنگی ها تا آخر عمر رو زبونم بمونه ....
خوبه آدم از اشتباهاش درس بگیره...اگه در مقابل کسی مرتکب خطا شده عذر خواهی کنه همونی که تو فرهنگ ما بهش میگن حلالیت خواهی..راستی این جا رسمه اگه بخوای از یه نفر یه عذر خواهی مشتی بکنی ..یه کارت و اسش میفرستی ...نه چشم در چشم و رو در رو مث ایران..با رو بوسی و این حرفا..و من بمیرم تو نمیری ..همین بود نه؟؟؟؟...





این هم یه سری اشتباهات کامپیوتری...
تو شرکت مایکر سافت یه قسمتی وجود داره به اسم عیب یابی تلفنی و مشاوره (فکر کنم درست ترجمه کردم)
هر کسی مشکلی داشته باشه راجع به کامپیوتر و برنامه های کامپیوتری به این مرکز زنگ میزنه و از اون ها راهنمایی میخواد..فرض رو بر این میزاریم که هر کسی که با کامپیوترکار میکنه از یه دانش ابتدایی نسبت به این دستگاه برخورداره..اونم تو انگلیس...
چند تا از مکالمات و مشاوره های تلفنی این مرکز رو بخونین ...
True Telephone conversations recorded from
Various Help Desks around the U.K
مطالبي که مي خونيد مکالمات تلفني واقعي ضبط شده در مراکز خدمات مشاوره مايکروسافت در انگلستان هست
*
مرکز مشاوره : چه نوع کامپيوتري داريد؟
مشتري : يک کامپيوتر سفيد...
*
مرکز : روي آيکن My Computer در سمت چپ صفحه کليک کن.
مشتري : سمت چپ شما يا سمت چپ من؟
*
مرکز : روز خوش، چه کمکي از من برمياد؟
مشتري : سلام ... من نمي تونم پرينت کنم.
مرکز : ميشه لطفاً روي Start کليک کنيد و ...
مشتري : گوش کن رفيق؛ براي من اصطلاحات فني نيار! من بيل گيتس نيستم، لعنتي!
*
مشتري : سلام، عصرتون بخير، من مارتا هستم، نمي تونم پرينت بگيرم. هر دفعه سعي مي کنم ميگه : «نمي تونم پرينتر رو پيدا کنم» من حتي پرينتر رو بلند کردم و جلوي مانيتور گذاشتم ، اما کامپيوتر هنوز ميگه نمي تونه پيداش کنه...
*
مشتري : من توي پرينت گرفتن با رنگ قرمز مشکل دارم...
مرکز : آيا شما پرينتر رنگي داريد؟
مشتري : نه.
*
مرکز : الآن روي مانيتورتون چيه خانوم؟
مشتري : يه خرس Teddy که دوست پسرم از سوپرمارکت برام خريده.
*
مرکز : و الآن F8 رو بزنين.
مشتري : کار نمي کنه.
مرکز : دقيقاً چه کار کردين؟
مشتري : من کليد F رو 8 بار فشار دادم همونطور که بهم گفتيد، ولي هيچ اتفاقي نمي افته...
*
مشتري : کيبورد من ديگه کار نمي کنه.
مرکز : مطمئنيد که به کامپيوترتون وصله؟
مشتري : نه، من نمي تونم پشت کامپيوتر برم.
مرکز : کيبوردتون رو برداريد و 10 قدم به عقب بريد.
مشتري : باشه.
مرکز : کيبورد با شما اومد؟
مشتري : بله
مرکز : اين يعني کيبورد وصل نيست. کيبورد ديگه اي اونجا نيست؟
مشتري : چرا، يکي ديگه اينجا هست. اوه ... اون يکي کار مي کنه!
*
مرکز : رمز عبور شما حرف کوچک a مثل apple، و حرف بزرگ V مثل Victor، و عدد 7 هست.
مشتري : اون 7 هم با حروف بزرگه؟
*
يک مشتري نمي تونه به اينترنت وصل بشه...
مرکز : شما مطمئنيد رمز درست رو به کار برديد؟
مشتري : بله مطمئنم. من ديدم همکارم اين کار رو کرد.
مرکز : ميشه به من بگيد رمز عبور چي بود؟
مشتري : پنج تا ستاره.
*
مرکز : چه برنامه آنتي ويروسي استفاده مي کنيد؟
مشتري : Netscape
مرکز : اون برنامه آنتي ويروس نيست.
مشتري : اوه، ببخشيد... Internet Explorer
*
مشتري : من يک مشکل بزرگ دارم. يکي از دوستام يک Screensaver روي کامپيوترم گذاشته، ولي هربار که ماوس رو حرکت ميدم، غيب ميشه!
*
مرکز : مرکز خدمات شرکت مايکروسافت، مي تونم کمکتون کنم؟
مشتري : عصرتون بخير! من بيش از 4 ساعت براي شما صبر کردم. ميشه لطفاً بگيد چقدر طول ميکشه قبل از اينکه بتونين کمکم کنيد؟
مرکز : آآه..؟ ببخشيد، من متوجه مشکلتون نشدم؟
مشتري : من داشتم توي Word کار مي کردم و دکمه Help رو کليک کردم بيش از 4 ساعت قبل. ميشه بگيد کي بالاخره کمکم مي کنيد؟
*
مرکز : چه کمکي از من برمياد؟
مشتري : من دارم اولين ايميلم رو مي نويسم.
مرکز : خوب، و چه مشکلي وجود داره؟
مشتري : خوب، من حرف a رو دارم، اما چطوري دورش دايره بذارم؟
متاسفم این قسمت هیچ ربطی به اون کارت های معذرت خواهی نداشت ...البته بی ربط بی ربط هم نبود...پس من نمیخندم تا تا زمانی که تو مرا ببخشی.....

