تبليغاتX
اولين شب آرامش - تتوهاي بانكوك ...

اولين شب آرامش

وقتي آدم احساس آرامش ميكنه

تتوهاي بانكوك ...

اين يكي نه هنر و خلاقيته نه جالب و ديدني ... مسابقه هم نيست . جزو "ترين ها" هم نيست فقط چون قبلن چند مدل مختلف از تتو هاي اين ور و اون ور رو گذاشته بودم ، گفتم اين سري رو هم بزارم ... شايد خوشتون اومد ....

 

هر كدوم از ماها يه جوري به بدن خودمون صدمه ميزنيم ...

يكي با ديدن بيش از حد تلويزيون ، يكي با سيگار كشيدن ، يكي با اعتياد ، يكي با زياد كار كردن ، يكي با عينك نزدن ، يكي با ورزش نكردن   و   يكي هم با خودنمائي ....

بله خودنمائي ...

تنها كلمه اي بود كه واسه اينجور آدما تونستم پيدا كنم ...

 

Shelterless.blogfa.com

Shelterless.blogfa.com

Shelterless.blogfa.com

Shelterless.blogfa.com

Shelterless.blogfa.com

Shelterless.blogfa.com

Shelterless.blogfa.com

Shelterless.blogfa.com

Shelterless.blogfa.com

Shelterless.blogfa.com

Shelterless.blogfa.com

Shelterless.blogfa.com

Shelterless.blogfa.com

Shelterless.blogfa.com

Shelterless.blogfa.com

 

متاسفانه يا خوشبختانه هيچ هدف ديگه اي نميتونن داشته باشن اين آدما جز همون خودنمائي كه گفتم ... شايدم تو بانكوك اينجور چيزا هنر باشه ... شايدم نشون دهنده قدرت و استقامت ...

به هر حال ...

تو كشور ما هم اين جور خود نمائي ها يه شكل و سياق ديگس ...

بدم نمياد نظرتون رو در مورد خودنمائي هاي درون مرزي بدونم ....

 

اما در مورد خودم ...

اول از همه رسما اعلام كنم  ....   دليل عمده غيبت طولاني اينجانب ، قطع تلفن هاي منطقه و عدم دسترسي به اينترنت در منزل بوده و پيرو پيگيري هاي به عمل آمده ، مخابرات منطقه ف با كمال افتخار و سرافرازي اعلام نموده "شماره شما ، همچون ۷۰ هزار شماره ديگر ، قطع بوده و از اعطاي هيچ ضمانتي جهت زمان وصل شدن معذوريم ...."

بله ... مثل خيلي كاراي ديگشون كه كم و بيش مستحضر هستين ... برخورد لنگر يه كشتي با فلان كابل و قطع شدن اينترنت خاور ميانه و گرفتن اينترنت ليز از فلان كشور و ......

بگذريم ....

درگير پنل اعضاي سايت يك دوستم و بعضي روزا اصلن نميرسم بيام اينجا سر بزنم ... شركت كه كاراي مخصوص خودش رو داره و اصلن درست هم نيست كه تو تايمش بيام اينجا و كامنت بخونم يا پست بزارم ... بعضي وقتا تو يكساعت وقت ناهار اگه يادم نره و مشغله ها عاطفي مجال بدن ميام و يه سري ميزنم ...

خندم گرفته بود كه بعضي ها سوء استفاده ميكنن و ميان دق دليهاشون رو تو كامنتدوني خالي ميكنن ... نميخواستم اينجا بنويسم اما متاسفانه مجبورم ....

سركار خانوم سيندرلا !  بسي جاي تاسف داره عملتون .... تعمدا يا سهوا خودتون رو نامحسوس معرفي كردين  اما قبل از خوندن متن كامنت و تنها با شنيدن خبر افتضاحتون و اينكه تو چه پستي اين اتفاق افتاده ، حدس ميزدم داره از كجا آب ميخوره اين داستان .... بعد از معذرت خواهي از تمام دوستان و خواننده ها كه بعضي روزا تعدادشون تا ۲۰۰۰ نفر هم ميرسه ، بايد بگم بهتره يه فكري به حال اوقات فراغت و دل تنهاتون بكنين تا اين وبلاگ شاهد اراجيف گوئي هاتون نباشه .... يه زماني با توجه به موقعيت دادگاهيم نميتونستم اعلام كنم اما الان ميگم : دوست خوبي دارم و به شدت دوسش دارم . يه جائي خصوصي ميگم اما اينجا علنا اعلام ميكنم . به هيشكيم مربوطي نيست ....

 

بازم از خواننده هاي خوب معذرت ...

 

امروز اومدم سر بزنم تا به حدسياتم رنگ اطمينان بدم ... حالبه ... خودمم خندم گرفته ... حرسم كه ميگيره رسمي تر ميشم و دست پا شيكسته ادبي تر .... هوم ...

ديدم آمار وبلاگ تا ساعت ۹ و نيم صبح كه من اومدم نزديك ۱۸۰ نفر شده و فهميدم فريبا تو مجله لينك داده . گفتم حتمن بايد يه پست بزارم و دوستائي كه اين همه راه از روزنه ميان دست خالي برنگردن . دليل غيبت طولانيمو توضيح بدم و يه خورده حرفمو اينجا بزنم ...

راستي ...

يه چيزي تو كامنتا ديدم كه بهتره همينجا جواب بدم ... ميدونم زياد حرف زدم اما شايد دارم جبران ميكنم و بعدن فرصتي نشه ...

يكي خصوصي نوشته بود توي كامنتهاي صفحه معرفيم كه ....

یه سئوال دارم اگه دوست داشتید جواب بدید ممنون می شم :
می خوام بدونم توی مسائل عاطفی بیشتر خانم ها آقایون رو سر کار میذارن یا آقایون خانم ها رو ؟ این خیلی برام مهمه ...

آره . اين كه طبق آمار و معدل گيري بيشتر آقايون بودن كه سر و گوششون ميجنبيده درست . اما اين داستان مال اعداد و ارقاميه كه از گذشته ها به جا مونده يا خاطرات تلخ دوستانمون ... اما الان ديگه دوره عوض شده ... كمتر دسته و گروه پسري رو ميبينم كه مشغول نقشه كشيدن براي دخترا باشن و متاسفانه بيشتر درگير مسائل كثيف تر و خطرناكتري مثل "مواد" شدن ... اما خوشبختانه يا متاسفانه به نظر من خانوما به خاطر روحيه باستاني يا لطيف ، همچنان به امر خطير "سر كار گذاشتن" مشغولن و به فكر عواقب بعديش هم نيستن ( بلا نسبت خواننده ها و دوستاي خوبم ) ...

دوست ندارم باز اين كامنتدوني بشه جاي جر و بحث .... فقط خواستم نظر خودم رو در اين مورد بدم ....

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/11/23ساعت 8:50 AM  توسط محسن  |