دیگه از خستگی هام خسته شدم ... خشته شدم ...

دیگه از خستگیهام ...
خسته شدم خسته شدم ...
دیگه از بستگی هام ...
بسته شده بسته شدم ...
ميزنم تيغ به بند بستگي
مگه آزاد بشم ز خستگي
مگه آزاد بشم ز خستگي
بسه تنهائي ديگه توي قفس
بسه اين قفس بدون م نفس
ديگه بسه تشنگي بدون آب
خوردن فريب و نيرنگ سراب
واسه هركي دل من تنگ ميشه
تا ميفهمه دلش از سنگ ميشه
واسه هر كي دل من تنگ ميشه
تا ميفهمه دلش از سنگ ميشه
دوستي از رو زمين پاك شده
مردي و مردونگي پاك شده
هركي فكر خودشه تو اين زمون
تو نخ آب يخ و گرمي نون
بايد حرف دلمو گوش كنم
همه دنيا رو فراموش كنم