ویروس ونیزی....
![]() |
چند روز بود مریض بودم..از همین ویروسی ها |
دانشگاه کاريابی موقت ميکرد، يعنی ماها رو ميفرستاد به جاهای ديگه که به طور موقت به پرسنل واسه کارای اقتصادیشون احتياج داشتند به عنوان کار دانشجویی...
من رو بعد از مدتی فرستادند به يک شرکت نرم افزاری بزرگ و گفتند اونجا بايد در قسمت ورودی پشت یه میز بشینی..... گفتم دربونی کنم؟؟
گفتن نه به پيشواز مراجعين برم و جواب تلفنهای مرکز رو بدم و نامه ها رو مرتب کنم و اين حرفها.
..
هر چی اعتراض کردم که بابا، ناسلامتی ما کارمون چيز ديگه است، اين کار برای ما افت داره،
گوششون بدهکار نبود.
ميگفتند الآن کار مناسبی براتون نداريم و نميشه باید کار دانشجویی داشته باشی تو سابقه ات... بايد بری همينجا.
نتيجه اين شد که من اونجا از فرط ملال و بيکاری رو به مرگ بودم.
تازه اصلا احتياج خاصی به من نبود، اونجا دو تا خانم ديگه هم کار ميکردند... که خودشون هم زيادی بودند!یکی از اونا مرتب با همکاران قسمتهای ديگه از اين ايميلهای خنده دار رد و بدل ميکرد و گاهی اوقات هم چت میکرد
.
من هم چند دفعه براش از همين جور چيزها فرستادم و کلی با هم خنديديم.
.. تا اينکه يه روز از قسمت مديريت خبر اومد که کارمندها نبايد برای همديگه ايميل خصوصی بفرستند یا با هم چت کنن ..
خانمه يه خرده اظهار نگرانی کرد و گفت:
نکنه من رو به خاطر ايميلهايی که فرستاده ام توبيخ کنند... بعدش خودش به خودش دلداری داد که: نه بابا. کامپيوترهای ما در قسمت ورودی برای همه قابل دسترسيه، فوقش ميگم من نبوده ام، خلافش رو هم نميتونند ثابت کنند.![]()
من هم يه دفعه اين ايدهء شيطانی به ذهنم اومد که چطوره حالا که خودش ترسيده من هم يه کم سربه سرش بذارم
یه برنامه داشتم رو کامپیوترم سر کاری... که وقتی رو آیکون اون میزدی یه صفحه باز میشد عین ارورهای ویندوز که می تونستی یه پیام توش تایپ کنی :
نوشتم شما در طی روزهای اخير ايميلهای خصوصی زيادی ارسال کرده ايد. لطفا فورا با کار گزینی تماس بگيريد تا برای شما تصميم گيری شود!![]()
این برنامه رو رو کامپیوترش نصب کردم ..
بدبختی اين بود که من يه چيز کوچولو رو فراموش کرده بودم: فردا صبحش من دانشگاه داشتم و شيفت من از ظهر شروع ميشد...
فرداش همه چیزو از یاد برده بودم..تا رسیدم شرکت ...ديدم که بدجوری آشفته است. پرسيدم چی شده؟ گفت:
- اگه بگم باور نميکنی! امروز صبحی اومده ام سر کار، کامپيوتر ميگه شما در طی روزهای اخير ايميلهای خصوصی زيادی ارسال کرده ايد. لطفا فورا...
- هه هه... خوب؟![]()
- آره من هم با رئيس بخش کارگزينی تماس گرفتم! و گفتم کامپيوترهای ما در قسمت ورودی ولنگ و واز افتاده اند، هر کی بخواد ميتونه بره سرشون، تقصير من چيه؟![]()
- چی ؟!!![]()
- آره اون هم گفت چنين چيزی برای من نفرستاده و خواهش کرد که براش اون برنامه رو بفرستم، من هم اينکار رو کردم!![]()
- وای! ددم وای ..بعدش؟؟؟![]()
- گفت نميدونه اين برنامه چيه، ميفرستتش برای بخش ايمنی کامپيوتری.
- چی؟؟؟!![]()
- اونها هم گفتند اين ويروسه!![]()
- یا علی . حالا چه غلطی کنم.![]()
- حالا دارند تمام کامپيوترهای شرکت رو چک ميکنند ببينند به کجاها سرايت کرده...![]()
-
زار و پریشون رفتم سراغ مدير بخش کارگزينی و به پاش افتادم و طلب مغفرت کردم![]()
. توضيح دادم که اون برنامه ويروس نيست و سوء تفاهم شده ![]()
(حالا چرا اين همه آدم گندهء مثلا متخصص نميدونن ويروس چيه، بماند). اون هم که ديد همينجوريش هم به اندازهء کافی تنبيه شده ام دلش به حالم سوخت و گزارشمو واسه دانشگاه رد نکرد
...
نتيجهء اخلاقی: آدم فراموشکار نبايد سعی کنه سر به سر کسی بذاره....
.
این عکس ها که میزارم واستون از دوبی هست که یه قسمت از شهر رو مث ونیز ساختن ..فقط نمیدونم قایقراناش هم مث اونا تو کارشون تبحر دارن که شما رو سالم برسونن یا نه؟ هیچ ربطی هم به این موضوع ویروس نداره ..البته بی ربط هم نیست ...
مثلا میتونین تصور کنین دارین رو آب قایق سواری میکنین و قایق چپه میشه و میوفتین تو آب و آنفولانزای ویروسی میگیرین
..دور از جون..
یا میتونین تصور هم بکنین با موبایل بودین تو یکی از این قایقا ..حواستون نبوده .بلو توث روشن بوده و یکی.. یه فایل ویروسی واستون ترنسفر کرده ..حالا موبایلتون تو یکی از این قایق ها ویروسی شده ولی نگران نیستین ..چرا؟؟واسه این که تمام مارک های موبایل تو دوبی نمایندگی دارن و میتونن ویروسو از موبایلتون خارج کنن ..پس با خیال راحت قایق سواریتونو بکنین.بلو توث موبایلتون رو هم روشن بزارین.









