هنر انگشتی ...
![]() |
باور کنید از انگشت خیلی استفاده های مفیدی می شه کرد ، وجود نازنین انگشت فقط برای این نیست که باهاش باتوم و قاشق گرفته شه یا تو دماغ بره ، میشه با انگشت هنر نمایی کرد ، میشه باهاش قلم گرفت و نوشت یا میشه مث پتروس گذاشتش تو سوراخ سد ... |
خدایی چن لحظه نیگای انگشتاتون کنید و فقط چن لحظه فک کنید بهشون ، من که تنها کاری که تونستم انجام بدم این بود که به مصداق آیه شریفه ( فتبارک الله احسن الخالقین ... ) به خالقم آفرین بگم . چقد قشنگ تا میشه انگشتام بدون اینکه احتیاج به روغن کاری داشته باشه ، هیچ وقت یادم نبود که انگشتام سالمه و انگشت دارم و چقد راحت باهاشون کتاب ورق میزنم تا اینکه وقتی دیدم تو یکی از کتابفروشی ها یکی بخاطر نداشتن چنتا انگشت چه سختی می کشه تا تورقی بزنه به کتاب مورد علاقش گفتم باید یادم باشه که با شستم در ماشینو وا میکنم ، با سبابه بقیه رو از یه موضوع با خبر میکنم و گاهی اوقات پایین یه نوشته فشارش می دم که نشون بدم منم هویت دارم هر چند گاهی نمی خوام این هویتو لو بدم ، با انگشت وسطیم که کشیده تر از بقیه س سیم سویچ ماشین دوستمو که رفته اون ته تها می کشم بیرون ، با انگشت انگشتر که طبق یه قاعده رومی هیچوقت از انگشت انگشتر دست راست جدا نمیشه و رگ مستقیمش به قلبم باعث میشه که نگام به این انگشت همیشه با احساس باشه و عقلم نتونه حکمرانی مطلق کنه ، پیمان می بندم که فقط مال یکی هستم و حواسم باشه شیطونی نکنم ، و انگشت کوچیک دستم که همیشه وقتی تو فکرم یا سر جلسه های امتحانی نزدیکترین دوست پیشونیمه و وقتی باهاش پیشونیمو می خارونم احساس آرامش بهم دست میده و هزار تا کار دیگه از تک تک انگشتام . واقعا که چقد دور و برمون نعمت ریخته از جزء جزء وجودمون تا ذرات ریزو درشت اطرافمون ، اما کاش به جای نگاه کردن ببینیمشون ... خدایا شکرت ...
یه چن وقت پیش برام یه میل جالب اومد با عنوان my finger که عکسهای جالبی داشت . یه آدم با ذوق و هنرمند با انگشتاش شکلکهای آدما رو تو حالتای مختلف در آورده من که خیلی برام جالب بود گفتم بذارمشون اینجا تا با هم ببینیم ...
سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت سر ها در گریبان است ...

مرده بدم زنده شدم ، گریه بدم خنده شدم ، چونکه زدی بر سر من پست و گدازنده شدم

می کشم و می کشم ، سیگار بر مصیبت ، آه بر این زندگی
تصویری از یوری گاگارین پس از پیاده شدن روی سطح ماه

معلم عزیزم روزت مبارک ...
تصویری از یکی از اعضای باند نینجونا ...

مرد را دردی اگر باشد خوش است ... درد بی دردی سزایش آتش است ... نه استخر شیر

تصویری از بازیکن شاخص هلند ( رود گولیت ) به هلندی رود خولیت ...

قسمت انتهایی رمان جنایت و مکافات فیودور داستایوسکی ... یا شاید صدام حسین

لینچان در سریال دلیران لیان شامپو (اسم سریاله این بود دیگه ؟؟؟ ... )

اینم اون مرد که لینچان باهاش می جنگید ، اسمشو یادم رفته

به مصداق کسب جمعیت از آن زلف پریشان کردم ... کسب ویتامین دی از آن آفتاب سوزان کردم
دومادو ببین قندو نباته والا ، عروسو نیگا گوگولی مگولی والا

اینم مک دونالد فروش سر کوچه فریبا اینا تو ایتالیا

یار دبستانی من با من و همراه منی ...
من بنده ی آن دمم که ساقی گوید : یک جام دگر بگیر و من نتوانم

بو آکشام اولوروم بنی کیمسه توتاماز

خوب دیگه امیدورام خوشتون اومده باشه اگه هم خوشتون نیومده برید یه لیوان آب خنک بزنین تو رگ

