تبليغاتX
اولين شب آرامش - من خیلی خوشبختم چرا؟؟؟

اولين شب آرامش

وقتي آدم احساس آرامش ميكنه

من خیلی خوشبختم چرا؟؟؟

من خوشبختم

من  خوشبختم  چون بازم  از  ديدن  بارون  شبونه مست  شدم ...من خوشبختم چون صبح از صدای یه گنجیشگ کوچولو پشت پنجره اتاقم زنده شدم......من خوشبختم چون هنوز رنگای زیبای دنیا رو می تونم ببینم.

 من خوشبختم چون ميتونم از ديدن برف تو اين شباي عيد لذت ببرم

 
من  خوشبختم  چون  يه عالمه کار ريخته  رو  سرم  که هر کدوم یه دليل زندگيه

من خوشبختم  چون همه گيلاسهای سرخ و خربزه های  شيرين  رو واسه خودم نمی خوام

 

 

 

من خوشبختم....

چون خدایی دارم که دوسم داره و دوسش دارم

من خوشبختم...

چون خانواده ایی دارم که به داشتنشون افتخار میکنم

من خوشبختم....

چون دوستایی دارم که با دنیا عوضشون نمیکنم

من خوشبختم...

چون هیچ وقت دلم نمیخواد کسی رو با حرفام فریب بدم

من خوشبختم..

چون دارم زندگی میکنم،چون سالمم،سلامتم و دردمند نیستم و به کسی هم محتاج نیستم

اره من خوشبختم چون دستای مهربونی رو همیشه روی شونه های خستم حس میکنم

و من خوشبختم چون هستم....

 

 

 

 

 

 

خوشبختی چیزی نیست که فکر کنی میتونی در کنار کسی به اون برسی یا با کسی اونو به دست بیاری

خوشبختی تو دستای خودمونه، توی دستای خودمه

خوشبختی همین جاست توی وجود خودم، این منم که میتونم خودمو خوشبخت کنم

شاید.....

 

 

magnify
 
+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/01/14ساعت 8:0 PM  توسط فريـبا