تبليغاتX
اولين شب آرامش

اولين شب آرامش

وقتي آدم احساس آرامش ميكنه

دنیا ...

اینم یه افتخار دیگه برای موزیک ایران :

موزیک بمب و فوق العاده زیبای دنیا از آرش و Shaggy 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/11/30ساعت 11:31 PM  توسط ميلاد  | 

ولنتاین ...

هیچ چیزی نمیخوام تو این پست بذارم... نه عکس... نه موزیک...

جز ادامه حرفای محسن و ...

حرفای خودم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/11/23ساعت 11:47 PM  توسط ميلاد  | 

تتوهاي بانكوك ...

اين يكي نه هنر و خلاقيته نه جالب و ديدني ... مسابقه هم نيست . جزو "ترين ها" هم نيست فقط چون قبلن چند مدل مختلف از تتو هاي اين ور و اون ور رو گذاشته بودم ، گفتم اين سري رو هم بزارم ... شايد خوشتون اومد ....

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/11/23ساعت 8:50 AM  توسط محسن  | 

عروس

امشب یه نامه ازبچه های روزنه تو ایمیل هام بسیار برام جالب بود ..دختری ازکرمان  که میخواست با پسری تو امریکا ندیده ازدواج کنه و میخواست که من قیاس به نفس کنم و بهش بگم اگه جای اون بودم و یک داماد با این مشخصات (اگه واقعی باشه)پیدا میشد آیا حاضر بودم  به ازدواج..؟؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/11/17ساعت 3:15 AM  توسط فريـبا 

پی نوشت یک پیش نوشت

مدتهاست كه قلم شكسته وصله پينه شده ام را جايي گم كرده ام .انگار كه قسمتي از وجود بي مقدار خود را گم كرده باشم ، بي قرار و آشفته ام . به هر دستاويزي آويختم تا به خود بقبولانم كه اين آشفتگي خيال از آن روست . اما هيچ دستاويزي تاب سنگيني اين پريشاني را نداشت . بيشتر كه فكر كردم ديدم اين پريشاني مثل يك ويروس با اسم و رسم و اصيل در همه ما رخنه كرده است .

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/11/15ساعت 10:57 AM  توسط مرجـان  | 

خونه ای از پیچک و یاس..

اون خونه همه خاطراتم را با خودش داشت ..روزهای تلخ و لحظه های شیرین... خاطرات بچگی هام ..

عید ها که میرفتیم شیراز پیش مادر بزرگم همه جمع بودن یه خونه بزرگ دو طبقه  با 10 تا اتاق و انبوهی از درختها که به زور از میانش ارسی های رنگ به رنگ قرمز و آبی و زرد به من چشمک می زدند....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/11/09ساعت 1:29 AM  توسط فريـبا 

آبدارچي مايكروسافت ...

مرد بيکاري براي سِمَتِ آبدارچي در مايکروسافت تقاضا داد. رئيس هيئت مديره مصاحبه اش کرد و تميز کردن زمينش رو - به عنوان نمونه کار- ديد و گفت: «شما استخدام شدين، آدرس ايميلتون رو بدين تا فرمهاي مربوطه رو واستون بفرستم تا پر کنين و همينطور تاريخي که بايد کار رو شروع کنين..»

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1386/11/05ساعت 4:26 PM  توسط محسن  |