تبليغاتX
اولين شب آرامش

اولين شب آرامش

وقتي آدم احساس آرامش ميكنه

يلدا مبارك ...

ميخواستم حرف بزنم اما گفتم همتون ميدونين واسه اين شب چه حرف و حديث هائي بوده و هست ... يه سري عكس از منطق هاي بامزه گذاشتم ... فكراي خصوصي اي كه بعضي وقتا باعث خنده ميشه و بعضي وقتا بعث تعمق ....ايندفعه همشون تو يه ايميل نيومد واسم ... خودم يه خورده جمع كردم از تو آرشيوم ... ميخواستم شب يلدائي اگه اومدين اينجا بهتون خوش بگذره و شاد باشين ....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1386/09/30ساعت 4:53 PM  توسط محسن  | 

کلاه انگلیسی

نمي دانم تا چه حد با زبانهاي بيگانه آشنايي داريد ، اما مي دانم كه همه ما در تسلط بر زبان مادري مان دچار مشكل هستيم . تقصير ما هم نيست . اصولاً عادت داريم به جاي آنكه راه رفتن خود را تكميل كنيم ، اول راه رفتن كبك را بياموزيم .....

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/09/27ساعت 12:8 PM  توسط مرجـان  | 

پلکان عشق

وبلاگ  هم چیز خوبیه. میشه وقت انتظار و سر در گمی  اومد اینجا و نوشت و گذاشت اضطراب برای خودش از سر و کول آدم بالا بره.

من می گم اگه قبول داشته باشیم که توی دنیا چیزهایی برای خواستن و عشق ورزیدن  هست، خوب پس باید خواستشون. 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/09/26ساعت 6:53 PM  توسط فريـبا 

بیست و پنج صدم!

 سه دلیل بر اثبات وجود خداوند بنویسید. (هفتادوپنج صدم نمره)

بچه که بودیم . یک خدایی بود که با سه تا دلیل اثباتش می کردیم وبرای هر دلیل بیست و پنج صدم نمره می گرفتیم. یک خدایی هم بود که بودنش اثبات نمی خواست.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/09/22ساعت 3:13 PM  توسط فريـبا 

شليك گلوله تفنگ توي صورت ...

شايد بعضي دوست داشتن ها واقعن دوست داشتن هاي خاله خرسه باشه . شايدم بعضي هاشون از همون نوع خركيه معروف باشه ... بعضي ها هم كه فقط بلدن اداي دوست داشتن رو در بيارن ... به محض اينكه بعضي چيزا فقط با سليقشون جور در نيومد ميزنن همه چيو خراب ميكنن و هيچ رحمي به طرف مقابل نميكنن ...

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/09/21ساعت 9:50 PM  توسط محسن  | 

گزینش در CIA

حدود چند ماه قبل CIA شروع به گزينش فرد مناسبي براي انجام كارهاي تروريستي كرد. اين كار بسيار محرمانه و در عين حال مشكل بود. به طوريكه تستهاي بيشماري از افراد گرفته شد و سوابق تمام افراد حتي قبل از آنكه تصميم به شركت كردن در دوره ها بگيرند، چك شد.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/09/18ساعت 9:52 PM  توسط محسن  | 

یـخ !

چقدر پیش اومده که دچار سو تفاهم شده باشید... اتفاقی افتاده باشه، شما قضاوتی کرده باشید و بعد متوجه شده باشید که اصلا قضیه جوری که شما فکر میکردید نبوده... و تازه خیلی وقتها هست که ما اصلا متوجه اشتباهمون نمیشیم...

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/09/14ساعت 2:55 PM  توسط خاطـره  | 

درپوش پريز هاي برق ...

تو ايران نداريم فرهنگ استفاده از همچين وسيله هائي رو اما خوب ..... جالبه ببينيم بقيه واسه امنيت خودشون و بچه هاشون از چه وسيله هائي اونم با چه شكل و شمايلي استفاده ميكنن ... از اين وسيله ها با عنوان لاتين Die Eletric Plugs ياد شده كه هنوز معادلي براش به ذهنم نرسيده ..... جز همون عنوان مسخره اي كه گذاشتم واسه پست .....

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/09/12ساعت 9:30 PM  توسط محسن  | 

گالیور

یه تصوير ذهنی  من از خود موفقم ساخته ام و لی یه زمان هایی بين خودم و اون تصوير یه عالمه  فاصله ميبينم که باعث میشه  مشوش بشم... از فقدان چيزی که بشه بهش افتخار کرد.بشه باهاش سر اون کوچولوی  هميشه غرغروی درونی رو شيره ماليد...همونی که مدام با لحن اون کوتوله تو گاليور ميگه:«من ميدونم تو موفق نميشي»!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1386/09/10ساعت 8:0 AM  توسط فريـبا 

بیماری قرن

چيز غريبی است . تا زمانی که آن را از نزديک لمس نکنی ، نمی توانی در موردش اظهار نظر کنی . تازه اين لمس کردن هم به اين سادگی ها نيست . بستگی به قدمت زمان لمستان دارد ، به علاوه تستی که بايد بابت قدرت درک حس لامسه تان بدهيد ......

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1386/09/09ساعت 0:31 AM  توسط مرجـان  | 

هنر نمائي با ميخ و پيچ ...

فعلن كه من زدم تو خط هنر و خلاقيت و پويا رو هم آلوده كردم و بازديد كننده هاي اينجا هم كه بدشون نمياد ... 3 اين دفعه خلاقيت با ميخ و پيچه ... Creativity with Nails and bolts ... اينم واسه خودش هنره ... چيزائي كه حتي ماها نگاشون نكنيم ... چهارتا آهن پاره و ميخ و پيچ ... ببينين ميشه باهاش چيكارا كه نكرد ....

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/09/04ساعت 11:30 PM  توسط محسن  | 

کتاب بهتره یا بافتنی؟؟؟

هنوز همه حروف الفبا را نمی شناختم که شروع به خوندن کردم.. یادم نمی آد تو  عمرم کاری را به جدیت کتاب خوندن انجام داده باشم. خیلی زود نگرانی و دردسر درست شد.
مامانم کتابهام رو قایم می کرد و می فرستادم بازی کنم. می گفت کیهان بچه ها هفته ای یکبار چاپ می شود یعنی یک هفته باید خوندنش طول بکشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/09/01ساعت 11:0 AM  توسط فريـبا