چقد تاحالا شده با ديدن چند تا عكس به فكر فرو برين ... چقد شده حتي يكي دو روز بعد از ديدن يه سري عكس بازم ذهنتون كشيده بشه به طرف اون عكسا ؟ اگه فك ميكنين حالتون بد ميشه بهتون توصيه ميكنم اين پست رو نبينين .... اما ديدن اين حشره هاي كوچيك كه خيلي هاشون رو نميشه حتي با چشم خوب ديد خالي از لطف نيست ، در ضمن حرف هم دارم باهاتون ....
یه
تخم مرغ گذاشتم واستون ، البته درست نیست بگم تخم مرغ ، چون در اون صورت مشخصه که
توش چیزی نمی تونه باشه جز جوجه مرغ . می خوایم اینو با هم بشکنیمش ، اما قبل
اینکه بشکنیمش ، حدس بزنید چی می تونه توش باشه ، تقریبا یه چیز تو مایه های لپ لپ
هستش پس زیاد به حدستون امیدوار نباشید ...
يادمه عكساي متروي يه كشوري رو گذاشته بودم براتون كه يه عالمه هنر نقاشي ديواري پرسپكتيو داشت ... عكساي جالبي بود ... تو ايران متاسفانه از اين هنر ها نداريم ... يا اگه داريم بهش بها داده نشده ... فك كنين برين تو يه محيطي كه چهار تا هنرمند در و ديوارش رو سه بعدي طراحي كرده باشن ..
ترس از تاریکی تو وجود خیلیهامون هست ، خودم یکیش . اما گاهی تو روشنی ظهر ترس از تاریکی آدم رو عذاب میده ... یعنی تو روشنی روز بجای لذت بردن از روشنی همه فکرت اینه که چن ساعت بعد تاریک میشه ، زندگی هم همینطوره ...
تيتر عكسا Nike Transformer بود ... ترنسفورمر كه هممون ميدونيم چيه اما حالا چه ربطي به كفش داره خدا ميدونه ... اينكه اين محصول نايك غير از كفش بودن چه كاربردائي داره بايد كاتالوگش رو مطالعه كرد و به اين 4 تا عكس تبليغاتي بسنده نكرد اما جالبيه اين محصول قابليت تغيير شكلشه ... از يه كفش به يه رباط ...
شما تو عکسای هنری که تا حالا دیدین به همچین موردی هم برخوردین ؟ اول یه شکلهایی رو قالب ریختن بعد با پرتغال تزئینش کردن ، یعنی پرتغالارو با چسب کوفوندن به چارچوبای طراحی شده . واقعا فوق العادس ... چه فکرا که به سر این آدمیزاد نمی رسه ... دقیقا نمی دونم کجاس ... شاید بنفیکا باشه ...
يادمه پارسال پيرارسالا يه پست واسه كشتي شوكولاتي داشتم .... خانومائي كه يه جور كشتي كج تو يه وان شوكولات داشتن .... تو اين پست بود .... امروز وقتي عكساي اين فوتبال كثيف رو ميديدم ياد اون كشتي افتادم ... جالب بود ... فوتبال تو گل ... شايدم لجن ... هر چي بود حال آدم بد ميشه نيگا كنه چه برسه به اينكه شيرجه بزنه و شوت كنه ....
يادم نمياد هيچ وقت گفته باشم حوصلم سر رفت ... هميشه وقت كم ميارم تا اينكه زياد بيارم ... مگر اينكه برق نباشه يا چميدونم جائي زنداني باشم ... اما تابستون كه ميشه همه يكي از بهونه هاشون اينه كه اه حوصلمون سر رفت ... امروز يه ايميل جالب داشتم .... هنر نمائي با كاغذ ... آره با كاغذ ساده ....
یادمه بچه که بودم..... اول تابستون کتابای سال دیگه رو از دوستی و آشنایی گیر میاوردم و بیشتر وقتم به خوندن اونا میگذشت ... حفظ کردن شعرای کتاب فارسی..انجام آزمایشای کتاب علوم ......مخصوصا اون آزمایشه که کرما از تو خاک با خیس شدن زمین در میومدن..البته گاهی اوقات هم خاله بازی با هم سن وسالام ..
هر چی فکر کردم دلیل موجهی پیدا نکردم تا غیبت یکی دو هفته ایم رو توجیح کنم ... جز اینکه تو این مدت خیلی درگیر بودم ... آخر پست توضیح میدم ... تو این مدت لبتاپ فقط برام وسیله ای بود که اعتیادم رو ارضا میکرد که فقط خوابم ببره یا احساس آرامش کنم ... چند تا عکس گذاشتم براتون ... ببینین متوجه میشین .....
Being a full-time mother is one of the highest salaried jobs in the world and the payment is pure love. ~Mildred B. Vermontشغل تمام وقتِ مادر بودن يکي از پر در آمد ترين شغل هاست و دستمزد آن عشق واقعيست ..
با کوچک شدن خونه ها و نداشتن باغچه و کمبود فضای سبز این آقا واسه این که روحش شاد بشه و روحیه اش همچین حال بیاد و سبزی غذاش هم تامین باشه.این نوع سبزی کاری رو ابداع کرده ..
يه مسافرت طولانی میخوام ..به یه جای سبز .... دور از هر صدايی
... دور از هر قيدی ... دور از هر بایدی ...و نبایدی ....و ملاحظه ای ...
می خوام بخوابم ....عميق .... طولانی ....بدون اينکه به هيچ بهانه ای بيدارم
کنند ....