تبليغاتX
اولين شب آرامش

اولين شب آرامش

وقتي آدم احساس آرامش ميكنه

كاريكاتوراي خوشگل

از قديم نديم كاريكاتور دوست داشتم ... مخصوصن اگر كنار مدل واقعيش باشه .... ياد اون بنده خدائي افتادم كه ميگن بجاي كاريكاتورش عكس خودشو گذاشته بودن ... 21 حيف كه قرار شده ديگه حرف سياسي نزنم ... 3 ببينين اين كاريكاتورارو .. مخصوصن آخريشو .... 11 اين مسئله رو هم كه از خودم گفتم بخونين و نظرتونو بدين ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/11/26ساعت 4:58 PM  توسط محسن  | 

یار اگه قشنگ نیست ..ولی شیطونه والا!!!!!

قابل توجه فمینیستهای عزیز!
مامانم میگه حضرت زهرا دو رکعت نماز خونده به نیت دخترای زشت.....حالا هی بشینید شعار بدیدو هی عمل جراحی بینی ..چش و ساکشن بکنین ...بابا زشتا خوشبخت ترند به چند دلیل اساسی..26

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/11/19ساعت 11:31 AM  توسط فريـبا 

هنر بادكنكي

وقتي از پل مديريت رد ميشم چه دست فروش باشه چه نباشه ياد بادكنكاي قرمز و صورتيشون ميفتم .... ياد گل نرگس ...  ياد فال حافظ ...  105 بادكنكا اونجا آدمو بدجوري به فكر فرو ميبرن ... باعث چه چيزائي ميشن و چه خاطره هائي واسه آدم ميسازن ... چه تو دوران بچگي ... چه تو دوراني كه آدما فك ميكنن بزرگ شدن ................. اين بادكنكائي كه براتون گذاشتم تو فستيوال هنرهاي بادكنكي مقام آودرن .... ببينين ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/11/15ساعت 0:10 AM  توسط محسن  | 

پارک....

هرچي خاطره ي تلخ داري بريز تو يه جعبه. عطر قديميت هم بذار داخلش. درش رو سفت ببند. جعبه رو به گوشه اي از تاريک ذهنت ببر.
يه عطر جديد بخر. به حمام برو و. لباسهاي تميز بپوش.
عطر جديدت رو انقدر بزن تا خوب حسش کني. برو رو پشت بوم خونتون. به آسمان نگاه کن، آبيه، بزرگه، مثل يه سقف هميشه بالاي سرته. حالا به روبرو نگاه کن، يه دشت بزرگ پر از ساختمون، پر از آدماي جورواجور. آينده ات مثل روبروته نمي دوني توش چه خبره....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/11/10ساعت 9:39 PM  توسط فريـبا 

هنر كتابي ....

اونوقتا از كتاب استفاده هاي زيادي ميكردم ... خيلي وقتا بعنوان سه پايه دوربين ... خيلي وقتا بعنوان يه وزنه سنگين بعد از چسب كاري ..... خيلي وقتا هم واسه دكور و عضويت تو كتابخونه ..... اما هيچ وقت فكر نميكردم ميشه با كتاب هم هنر نمائي كرد ... اين آقا يا خانومي كه اين كتابارو اين شكلي چينده هم خيلي كتاب داشته .... هم خيلي به دانشمندا علاقه داشته .... هم قدرت تخيل خوبي داشته ....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1385/11/07ساعت 0:28 AM  توسط محسن  | 

خداحافظ ...

هر سلامی یه خداحافظی داره ... کاریش نمیشه کرد.

اینم خداحافظی منه از وبلاگ ... از شما ... از نت ... از کامپیوتر ... 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/11/05ساعت 0:1 AM  توسط ميلاد  | 

اشتباه..

شاعر و فرشته اي با هم دوست شدند.فرشته پري به شاعر داد و شاعر ، شعري به فرشته.
شاعر پر فرشته را لاي دفتر شعرش گذاشت و شعرهايش بوي آسمان گرفت و فرشته شعر شاعر را زمزمه کرد و دهانش مزه عشق گرفت.
خدا گفت : ديگر تمام شد.ديگر زندگي براي هر دوتان دشوار مي شود


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/11/01ساعت 10:51 PM  توسط فريـبا