روز شلوغي بود امروز ... خيلي شلوغ ... حتي صبح تا حالا آنلاين هم نشدم ... اما الان خوبه .... كلي خنديدم ... خستگيم در اومد ... چند بار بحث براي ازدواج پيش اومد ... همشم مسخره بازي ... واسه خودم نه ها ... واسه بقيه ....منم كه منتظر سوژه ...
تو آرشيوم گشتم يه عالمه عكس باحال پيدا كردم ... 
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه
1385/03/29ساعت
9:20 PM  توسط محسن
|
نميدونم چرا اسم اين پست رو مارمولك بازي گذاشتم ... شايدم چون نميخواستم از كلمه هك يا كرك استفاده كنم ... نميدونم ................. آرمي لطف كرده بود و چند تا كلك رشتي باحال بهم ياد داده بود ... مخفي كردن يه پارتيشن ... مخفي كردن يه فولدر ...و اينكه چجوري بفهميم كي آنلاينه و مچش رو بگيريم اگه Invisible اومده ... منم از اوجنائي كه هميشه خراب رفيقم
گفتم بذارم اينجا تا بقيه هم استفاده كنن ...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه
1385/03/28ساعت
1:13 PM  توسط محسن
|
آقايون كه ادعائي ندارن تو اين زمينه .... البته بگذريم كه همه آشپزها و سفره چين هاي برتر دنيا آقا تشريف دارن
... حالا از شوخي گذشته عكساي بدي نيست ... واسه خانوما كه ياد بگيرن .... واسه آقايون كه ايراد بگيرن .... 
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه
1385/03/27ساعت
1:24 AM  توسط محسن
|
يه زماني دنبال لبتاپ تو مغازه هاي درب و داغون ميگشتيم ... يه زماني بازار رضا ( بازار دزدا ) اومد رو ... يه زماني هم مجتمع پايتخت ( نمايشگاه پايتخت ) ... آخرشم با مركز پخشاش اخت شديم و ........ امروز يكي از دوستاي خيلي خيلي خوبم برام ايميل زده بود ... khedmate mohsen aghaye eshghe laptop نوشته بود اينم پيشنهاد خوبيه واسه زن عقدي بودنت هاااااا ....
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه
1385/03/25ساعت
7:59 PM  توسط محسن
|
خدائيش قبلي هاي ما چجوري دانشجو بودن .... ما چجوري دانشجو بوديم .... الان چجوري دانشجو دانشجوئي ميكنه .... دانشجوهاي ايران چجورين و دانشجوهاي ............. دانشجو تو ژاپن خودشو ميشكه واسه درس ... هر كدومشونو ميبيني قيافشون عين اين خرخوناي ما ميمونه ... واسه تفريح ميره می سازه ! ... دانشجو تو مصر درس می خوانه و ...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه
1385/03/25ساعت
7:21 PM  توسط محسن
|
امروزم روزي بود ... يه روز شلوغ پولوق و بهم ريخته و گند ... البته هنوز تموم نشده ... حالا تا اخر شب چه اتفاقاي ديگه اي بيفته خدا ميدونه ... اما ديگه ظريفيتم پر شده ... ديگه از الان به بعد بي جنبه ام ... هيشكي نميتونه حتي باهام شوخي كنه ... 
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه
1385/03/24ساعت
8:20 PM  توسط محسن
|
كوچيكتر كه بودم عاشق بازي Tomb Raider بودم ... كار شركت Eidos Gmaes بود ... انقد كه شايد صبح تا شب بازي ميكردم ... خيلي لذت داشت بازي كردن با يه شخصيت زن ... لارا ... نميدونستم كسي كه شخصيت اصلي بازي منه ، وجود خارجي هم داره ... تا اينكه فيلمش رو ديدم ... فهميدم اسمش آنجلينا جوليه ... ديروز رفته بودم تو وبلاگ يكي از دوستان ... يه عكسي ديدم ... با اينكه ميشناختمش اما كلي تعجب كردم ....
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه
1385/03/24ساعت
12:35 PM  توسط محسن
|
جالب بود برام ... تيترش هم دقيقن همين بود ... Small Waist اولي كه ديدم باورم نشد ... آخه تيترش رو نديده بودم ... فك ميكردم فانه... گفتم حتمن ميكس شده ... اما بعدش كه همه عكساش رو ديدم .. ديدم اين بنده خدا به خاطر همن كمرش تو دنيا معروف شده ... ببينين ...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه
1385/03/23ساعت
2:29 AM  توسط محسن
|
هي اومدم از اين فوتبال امروز بنويسم ... هي گفتم بيخيال.... الان اعصابم خورده باز يه چيزي مينويسم و باز .... رفتم براتون يه سري عكس باحال از يه خانوم بزارم كه كمرش يه وجبه .... اكشن ها فتو شاپم رو ران كردم اما انقد اعصابم خورد بود كه آپلود نكردم ... ايشا... فردا ... داشتم ميخوابيدم كه گفتم يه سري به وبلاگم بزنم كه ديدم سارا خانوم - يكي از اعضاي بلاگفا - لطف كردن و براي پست قبليم ....
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه
1385/03/22ساعت
1:27 AM  توسط محسن
|
فرمودن ديگه از اين عكساي خيش خراش ما نذاريم .... ما هم ديگه توبه كرديم ... البته ..... حالا هم از اونجائي كه من خيلي به خانوما علاقه دارم و بهشون ارادت خاصي دارم -مخصوصن بعد از يه جرياني- واسه همين يه ليست باحال از خصوصيات دختراي خوب رو ديدم كه جالب بود به نظرم ... شما هم بخونين بد نيست ... فقط عجول نباشين... تا آخرش بخونين ....
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه
1385/03/21ساعت
1:57 PM  توسط محسن
|
سلام... لول ... اين اولين باري بود كه سلام كردم ... شايدم چون امير آقاي گل گلاب تو ايميلي كه فرستاده بود سلام كرده بود ... دست اين امير آقا درد نكنه كه مارو نميذاره تو خماري ... اين دفعه يه عالمه اطلاعات باحاله ... بخونين حتمن همشو ...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه
1385/03/19ساعت
2:31 PM  توسط محسن
|
اونوقتا تو CD ميديديم يه چيزائي فقط ... ميگفتيم شايد الكي باشه ... آخه مگه ميشه ... اما كم كم ديديم نه بعضي ها واقعن لذت ميبرن كه آزار بدن خودشون رو ... حالا يا واسه جلب توجه يا به قول ميلاد متال بازي ... يا چميدونم بالا بردن صبر و تحملشون ...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه
1385/03/16ساعت
3:45 PM  توسط محسن
|
خيلي وقت پيش خواهر خوبم نازنين
اين عكسارو واسم ايميل كرده بود بهم گفته بود عروسكن .... منم اون موقع بلاگفائي نبودم . با آوتلوك واسه دوستام فرستادم ... اما اين آخري ها كه دادشي عزيزم ، ميلاد
يه لينك فرستاده بود كه گفته بود اينا همه شيريني هستن و قابل خوردن ...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه
1385/03/14ساعت
2:10 AM  توسط محسن
|
جالب بود ... خيلي هاشو نميدونستم ... بزرگترين ... گرونترين .... عجيب غريب ترين ... كوچيكترين ...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه
1385/03/12ساعت
11:14 PM  توسط محسن
|
جا خوردم خدا وكيلي ... خيلي وقته ديدم ... هي ميخواستم بذارم اينجا هي نميشد ... تا آخر ميلاد يادم انداخت ... شيريني كره اي آدميزاد .... آره يه آشپزي ابتكار به خرج داده از شيريني كره اي آدم ميسازه... صورت آدم ... جل الخالق

...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه
1385/03/12ساعت
2:47 AM  توسط محسن
|
جالب بود ... خودكشي هم ميخوايم بكنيم اينجوري بكنيم ...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه
1385/03/11ساعت
8:47 PM  توسط محسن
|
همه چيزو ديده بوديم روش مانور بدن ... هندونه ... خيار ... اما ديگه فكر نميكردم بتونن رو پوست تخم مرغ كنده كاري كنن ... ياد اون موقع ها افتادم كه تخم مرغ واسه هفت سين درست ميكردم ...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه
1385/03/11ساعت
6:16 PM  توسط محسن
|
روانشناسا ميگن رنگي كه يكي انتخاب ميكنه ميتونه شخصيت اون آدم رو نشون بده ... اين نوشته هارو يكي از دوستاي خوبم برام فرستاده بود ... من كه خوشم اومد ... شما هم بخونين ...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه
1385/03/10ساعت
2:55 PM  توسط محسن
|
اول رفتم يدونه لينكي كه برام اومده بود رو ديدم ... سوسمار يا مارمولك خوردن عرب ها بود ... اول ميخواستم بزارم تو وبلاگم اما بعدش گفتم شايد بعضي هارو ناراحت كنه ... حالشون بد بشه ... آخه خودم هم يخورده .... ولي ... ولي وقتي يه چيزي ديگه ديدم حالم خيلي بدتر شد ... خانومائي كه بادي بيلدينگ كار ميكنن - بدن سازي - واقعن حالم بد شد ... حتي بيشتر از اون سوسمار خوردن عربها ... حالا عكس هر دو موضوع رو گذاشتم ....
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه
1385/03/09ساعت
8:40 PM  توسط محسن
|
امروز خوشحالم ... يعني شارژم .. دليلش رو هم نميدونم ... خودمم خسته شده بودم كه همش وقتي ناراحتم ميومدم اينجا ناله ميكردم ... گفتم امروز كه خوشحالم تا ميتونم پست باحال بذارم اينجا تا شما هم يه خورده موج مثبت بگيرين ... ولي خدائيش بايد بيخيال دنيا بود ... حتي اگه هزاريم درگيري دارين ميتونين بيخيال باشين ... عين الان من ... لول ... ميخوام براتون يه داستان باحال بزارم ... داستان حاج عبدالصمد ... آخر عاقبت بعضي كارارو هم بدونين 
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه
1385/03/08ساعت
12:25 PM  توسط محسن
|
وقتي تيتر اين ايميل رو ديدم گفتم به به الان چه ماشين هاي خوشگلي رو ببينم ... ماشين هاي آخرين مدل ... خوشرنگ و متاليك ... با آخرين تجهيزات ... اما وقتي ايميلم رو باز كردم ... هوم .... ماشين هاي رويائي بود اما يه خورده ...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه
1385/03/08ساعت
11:28 AM  توسط محسن
|
ديگه مجبور شدم كه بيام بنويسم ...
راستش دو سه روزه كه دارم بد ميارم . شايدم تقصير خودمه .. تازگي ها خيلي دست پا چلفتي شدم ... شايدم گيج و منگ ... نيست خيلي داره بهم خوش ميگذره ... واسه همونه ... هوم ...
ديشب انقد اعصابم خورد بود كه حتي حوضله نوشتن هم نداشتم ... صبح هم بيخيال شدم ...
اما باز الان ... واي نميدونم چم شده ...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه
1385/03/07ساعت
11:45 AM  توسط محسن
|
اسمس ... واقعن يعني چي اين اسمس ...
اصلن چه معني داره مثلن ۴۰ تومن فقط پول اسمست بياد ... هان ؟؟؟
"فرهنگ اسمس تو ايران" ... اين موضوع ايميلي بود كه برام اومده بود ... جالب بود گفتم شما هم بخونين ...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه
1385/03/06ساعت
11:30 PM  توسط محسن
|
يه ايميل لاتين باحال برام اومده بود ... "Only In" اومده بود بعضي جاهارو رو نشون داده بود با يه خصوصيت بارزشون البته بعضي هاشون هم خيلي غلو بود اما ...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه
1385/03/04ساعت
2:2 AM  توسط محسن
|
موضوعش جالب بود برام ... جدید نبود اما به هر حال بد نبود ... این حس ناسونالیستی گرفته بود مارو که یکی از بچه های بلاگفا این عکسارو انداخته بود ... با دوربین خودش ... مثل اینکه تو اتوبوس تجریش انقلاب بوده که میبینه یه خانومی کشف حجاب کرده ...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه
1385/03/04ساعت
1:31 AM  توسط محسن
|
البته بیشتر خصوصیت جوونای ایرونی بود تا شباهت دختر پسرا اما بد نیست شما هم بخونین تا خودتون در مورد خودتون قضاوت کنین ...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه
1385/03/04ساعت
1:8 AM  توسط محسن
|
يادتونه اونوقتا ... يه خط كشائي بود كه ميپيچونديم دور دستامون ... آره ؟ يادتونه ... نميدونم اسمش چي بود ... شايد خطكش ساعتي شايد خط كش مچي .. يادم نيست ... اما باحال بود ... فك نميكردم يه روزي يه چيزي ببينم شبيه اين اما ...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه
1385/03/01ساعت
10:4 AM  توسط محسن
|